پیدا





ک ن کار

درخواست حذف اطلاعات

مدتیه خیلی فکرم درگیر این بچه هاست ... مخصوصا" دیروز که یکی از این بچه ها فال میفروخت و قندون تا دوساعت در موردش سوال میپرسید که مامان گفتی لازم نداری؟ بصورت اتفاقی ، دوبار پیش اومده که همزمان که رفتم اورژانس بیمارستان یکی - دو تا از بچه های کار اومدن دم صندوق ، تا صندوقدار پولهاشون رو بگیره و به جاش اسکناس درشت یا تراول بده که جای کمی تو جیبشون بگیره. با پرتقالی در این مورد حرف میزدیم، گفتم فکر کن یه خانواده که سطح مالی و فرهنگی پایینی دارن، دو تا بچه داشته باشن که صبح به صبح بیارنشون تو چهارراه ها و شب جمعشون کنن ( کاری به باندها و گروه های مرتبط با این موضوع ندارم، فرضم فقط یک خانواده اس) بچه ها بخاطر سن کمی که دارن، یا چیزی که میفروشن و شیشه ای که تمیز میکنن، کم کم ، روزی پنجاه تومن پول در میارن ، میشه روزی حداقل صد هزار تومان و ماهی سه میلیون تومن. الان هم که خیلی از مردم بهشون خوراکی و تغذیه میدن و رسما" برای خورد و خوراک هم هزینه ای برای خانواده اشون ندارن ... کلی و خیریه برای حمایتشون تشکیل میشه که در نهایت سودش به همون خانواده ای میرسه که به بچه ها به چشم منبع درآمد فکر میکنن. خیلی از شب ها میبینم سر چهارراه ها پر از ظرفهای یکبار مصرفی هست که نصفه و نیمه خورده شده چون حجم غذاهای داده شده بیشتر از تعدادشونه. خب، حالا اون خانواده ای که دوتا بچه دارن، چرا تعداد بچه هاشون رو بیشتر نکنن؟؟؟ مثلا" اگه چهارتا بچه داشته باشن میشه شش میلیون در ماه!! و خب هرچه بچه کوچیکتر باشه ترحم بیشتری هم بهش میشه و پول بیشتری نصیبشون میشه و برای آینده نگری، یه بچه دیگه هم به دنیا میارن ... حالا از اون طرف، این بچه ها بزرگ که میشن بخاطر دوران سختی که پشت سر گذاشتن و ایستادن تو سرما و گرما ، از بقیه مردم طلبکارن ... انتظار دارن بدون هیچ زحمتی ، پول در بیارن - گیری میکنن، ی میکنن ... تو خبرها خوندم اکثرا" مورد قرار میگیرن و آسیب های این موضوع هم تا آ عمر یدک میکشن ... نه آموزشی برای کار دیدن و نه درسی خوندن ... پس میرن و دوباره بیزینس خانواده اشون رو ادامه میدن: تولید بچه های متکدی و از همه بدتر بچه ی!! خیلی دلم برای این بچه ها میسوزه ... بارها دل نگرون اون کوچولوهایی شدم که قدشون به ماشینها نمیرسه و میترسم یه وقت تصادف کنن ... جامعه شناس نیستم، دانش روانشناسی هم ندارم ... با همین مغز نصفه و نیمه ام ، فکر میکنم باید پا روی دلم بزارم و بهشون کمک نکنم ... بهمون گفتن اگر شبی بدون درآمد برن خونه، کتک میخورن ... اونوقت ما برای اینکه یک شب کتک نخورن، کل زندگیشون رو سیاه میکنیم. یه پسر بچه اومده بود جوراب میفروخت ... گفتم لازم ندارم، گفت پول بده برم ساندویچ ب م ، گفتم پول همراهم نیست ، گفت: کارت بکش، کارتخوان دارم!!! به زور دوازده سالش بود! فکر میکنم اگر خانواده هاشون ببینن این بچه های معصوم، منبع درآمد نیستن و پولی از محل بچه بهشون نمیرسه، این چرخه معیوب کم کم درست میشه. با هزارتا ngo و ... تا وقتی فرهنگ اون اصل کاریها درست نشه، این بچه ها کم که نمیشن هیچ، بیشتر هم میشن ... اونا هم تا وقتی این داستان براشون درآمد داره، بیخیال پول نمیشن. به جای اینکه مستقیم به بچه ها پول بدیم، به خیریه هایی که با نظارت به خانواده ها کمک میکنن و مطمئن هستند، کمک کنیم ... منبع: وبلاگ فنجون



از روی صندلی قربانی بلند شوید!

درخواست حذف اطلاعات

خانه امن: پاسخ های این قسمت به صورت عمومی و برای عرضه به گروه بزرگی از مخاطبان طراحی شده است و به هیچ وجه نمی تواند پاسخگوی نیازهای خاص و شخصی افراد باشد. برای بررسی دقیق تر مشکلات، ما مشاوره های انفرادی را توصیه می کنیم، که از حوزه توانایی های خانه امن خارج است. پرسش: دو سال هست که ازدواج و تا حالا بیشتر از صد بار مورد خشونت لفظى و فیزیکى قرار گرفته ام ولى هنوز دارم کنارش زندگى می کنم. خودم هم نمی دانم چرا! همیشه به خاطر مادرم و خانواده ام سکوت و نخواستم آنها با خبر شوند. خیلى من را آزار می دهد در حدى که شب ها تا صبح بیدار می مانم. همین چند روز پیش به مادرش زنگ زده بود، تصویرى حرف می زدند و من را جلوى دوربین می زد و می داد مادرش هم تماشا می کرد. آیا راه دیگری به جز طلاق وجود دارد. شاید خیلى مس ه باشد ولى من با همه این کارا دوستش دارم! رزا خورشیدی، مشاور خانواده پاسخ: دوست عزیز از این که دو سال این شرایط را تحمل کردید متاسفم. در عین حال خوشحالم که مثل بسیاری از قربانیان خشونت خانگی بیست سال و بیشتر تحمل نکردید. همین که این سوال را مطرح می کنید اولین قدم برای خلاصی از این وضعیت است. در طول دو سال یعنی کمی بیشتر از هفتصد روز شما به گفته خودتان بیش از صد بار مورد خشونت قرار گرفته اید. یعنی حداقل هفته ای یک بار توسط فردی که قرار است عاشقانه با شما رفتار کند و در مقابل هرگونه آسیبی از شما حمایت کند، آزار دیده اید. خیلی دردناک است. نمی دانم آزارهای ایشان از چه زمانی و در چه مقطعی از رابطه شما آغاز شد. برای تشخیص دادن این که فرد خشونت گر است یا نه، لازم نیست از همان ابتدای آشنایی شروع به کتک زدن شما د، که البته بعضی ها می کنند، اما افراد خشونت گر سیگنال های رفتاری ی دارند که با کمی تعمق و دقت به راحتی قابل تشخیص هستند. به خاطر مادر و خانواده ام متاسفانه جوانان ما پیش از ازدواج این مسایل را نمی بینند و حتی آزارنده ترین رفتارهای همسر آینده خود را یا نمی بینند یا توجیه می کنند. اگر والدین از بدو تولد فرزند دختر یا پسر، با یکدیگر با محبت و احترام برخورد کنند پسر آنها می آموزد که بعدها همسرش را عاشقانه حرمت بگذارد و دختر آنها می آموزد که کوچکترین خشونتی را تحمل نکند. خانمی که به تماشای صحنه کتک خوردن شما می نشیند و هیچ ع العملی نشان نمی دهد، امروز و دیروز این رفتار و رویکرد را ب نکرده است. این ها همه ریشه در سالیان طولانی و حتی نسل های متعدد دارد. ی باید پیدا شود و این چرخه معیوب را بشکند. شما این کار را ید اگر نمی خواهید این شرایط به زندگی فرزندانی که امیدوارم هنوز نداشته باشید، منتقل شود. متاسفانه شما این آزارهای بی امان هفتگی را تحمل کردید. علتی که شما برای تحمل خود ذکر می کنید، رایج ترین علتی است که قربانیان خشونت در جوامع جمع گرا بیان می کنند: « به خاطر مادر و خانواده ام.» حقیقت این است که حتی اگر پدر و مادر هم نباشند، یا مجوز تحمل ن را صادر کنند، قربانیان بهانه دیگری مثل به خاطر بچه ها و به خاطر آبرو پیدا می کنند. علت اصلی اعتماد بنفسی است که یا از اول وجود نداشته و یا توسط فرد خشونتگر در هم ش ته است. خشونت را به خاطر هیچ تحمل نکنید به شما و سایر قربانیان خشونت خانگی توصیه می کنم که به خاطر هیچ هیچ هیچ حرمت، شخصیت و عزت خود را زیر پا نگذارند. همیشه احترام به خود را در اولویت همه رفتارها و ارتباطات خود قرار دهید و هرگز از آن ع نکنید. سلطه پذیری هیچ تاثیر مثبتی در زندگی هیچ ندارد ولی از سوی دیگر تحقیقات نشان داده که افراد سلطه پذیر، حتی خودشان خود را دوست ندارند و اغلب مورد احترام ی نیستند. آنها به مرور زمان به انواع بیماری های روحی و روان-تنی دچار می شوند، و زندگی تلخی را تجربه می کنند. به جای تحمل ظلم به خاطر دیگران، به خاطر خودتان تحمل نکنید. گمان نکنم مادر و پدر شما راضی باشند که به خاطر آنها این طور زندگی کنید. اینکه شما ایشان را دوست دارید اصلا مس ه نیست اما دردناک است. این احساس در میان قربانیان خشونت خانگی رواج دارد. دلیل این مسئله هم مثل مسئله قبلی د شخصیت و اعتماد بنفس شما توسط همسرتان است. یک دلیل دیگر این است که اغلب افراد خشونتگر به علت عدم تعادل روانی رفتار دوگانه ای دارند. یعنی گاه بسیار مهربان و عاشق پیشه و دوست داشتنی می شوند. قربانیان به خاطر لذت زیادی که از آن اوقات زودگذر ب می کنند، وضعیت خود را تحمل می کنند و محبت خشونتگر را در دل نگه می دارند. از روی صندلی قربانی بلند شوید توصیه من به شما مثل همیشه برخاستن از روی صندلی قربانی و نشستن روی صندلی مسئولیت است. مسئولیت نجات شما از این وضعیت با خودتان است. اصلا کار آسانی نیست ولی به زحمتش می ارزد. از والدین، خواهر و برادرها یا بزرگترهای فامیل کمک بگیرید. منظورم این نیست که از آنها بخواهید به خانه شما بیایند و همسرتان را با یک خطابه بلند بالا نصیحت کنند. این کار فایده ای ندارد. منظورم این است که از شما در مقابل او دفاع کنند. برای این که به محض شروع مقاومت از سوی شما، همسرتان احساس خطر کرده و سعی می کند به آزارهای خود بیفزاید. آنجاست که شما نیاز به حمایت دارید. با ادامه مقاومت به ویژه اگر با حمایت نزدیکان شما همراه باشد، او عقب نشینی می کند. با مشاورین حقوقی خانه امن صحبت کنید و را ارهای قانونی وج از این وضعیت را فراگیرید. همزمان به یک روانشناس بالینی مراجعه نمیایید تا اعتماد بنفس خود را بازسازی کنید. این کارها زمان می برد، در این مدت مواظب باشید اگر همسرتان با گل و شیرینی و احیانا هدیه به دیدن شما آمد و قول شرف داد که رفتارش را تغییر می دهد به هیچ عنوان فریب نخورید و به چاهی که در حال بیرون آمدن از آن هستید دوباره سقوط نکنید. خشونت گر حتی اگر بخواهد هم به تنهایی و بدون کمک تخصصی قادر به تغییر رفتار خود نیست. در آن هنگام برای او شروطی تعیین کنید که از جمله آنها می تواند مراجعه به روان پزشک و روان شناس بالینی برای تشخیص ریشه های پرخاشگری وخشونت باشد. تا وقتی که او دست کم اقدام به برآورده آن شرایط نکرده است، کوتاه نیایید. اگر قول داد که با برگشت شما به خانه، او همه شروط را برآورده خواهد کرد، قبول نکنید. روی خواسته های خود بایستید تا خود را نجات دهید. منبع: سایت خانه امن



راه هایی برای پیشگیری از کودک آزاری

درخواست حذف اطلاعات

کودک آزاری فقط به مسئله ختم نمی شود و انواع مختلفی دارد که می تواند ک ن را گرفتار خود کند و به آن ها آسیب بزند. ماهنامه همشهری تندرستی - جعفر پاکزاد: عامل اصلی تمام پرونده های کودک آزاری در بعد آن افراد پدوفیل هستند. قبل از آشنایی با اختلال پدوفیلی بهتر است به سراغ انواع کودک آزاری برویم. درست خو د. کودک آزاری فقط به مسئله ختم نمی شود و انواع مختلفی دارد که می تواند ک ن را گرفتار خود کند و به آن ها آسیب بزند.
میرغفوریان روانشناس با اشاره به این نکته که کودک آزاری عبارت است از آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک او با تقسیم کودک آزاری به پنج گونه مختلف این پنج دسته اذیت و آزار ک ن را این گونه برمیشمارد:
«باید به این نکته توجه داشته باشید که کودک آزاری انواع مختلف دارد که در ادامه به آن ها اشاره می کنم. اولین نوع آن کودک آزاری جسمی است، این نوع از کودک آزاری عبارت است از حمله فیزیکی به کودک شامل شلاق زدن، کوبیدن کودک به دیوار، سوزاندن او با آب جوش یا سیگار و آزارهای است و عبارت است از استفاده از هرگونه رفتار روشن و یا نمایش رفتارهای ، تماس های ، و هرگونه بهره برداری از ک ن.
سومین نوع کودک آزاری عبارت است از کودک آزاری عاطفی و روانی و عبارت است از هرگونه رفتار نامناسب که بر عملکرد رفتاری و شناختی و عاطفی کودک تاثیر منفی داشته باشد. مثل آزارهای کلامی و غیرکلامی، تحقیر و سرزنش، تهدید و حتی تمس . نوع چهارم کودک آزاری اقتصادی است یعنی ک ن را به کارهای سنگین و طاقت فرسا وادار کنیم. نوع پنجم موسوم است به کودک آزاری غفلتی. به این صورت که هرگونه نادیده گرفتن کودک، بی توجهی و مراقبت ن از کودک در این گروه جای می گیرد. راه هایی برای پیشگیری از کودک آزاری
هفت گام سرنوشت ساز و پیشگیرانه
روانشناسان معتقدند که ارائه آموزش های لازم به ک ن از سوی والدین بسیار مفید و ضروری است. آموزش هایی که برای سنین مختلف متفاوت است و شکل خاص خودش را دارد اما آنچه مسلم است باید این آموزش ها به ک ن ارائه شود. به طور مثال به ک ن چهار تا هفت ساله می توان با بیانی ساده آموزش داد. به عنوان مثال هیچ به غیر از پدر و مادر اجازه ندارند به برخی از نقاط بدن آن ها- که نقاط حساس و اندام خصوصی نام دارند- نگاه کنند یا دست بزنند.

هفت گام مرکز جهانی سلامت کودک
این روانشناس ادامه می دهد: «مرکز سلامت جهانی کودک، هفت گام را برای جلوگیری از وقوع کودک آزاری مطرح کرده است. هفت گامی که هم والدین و هم ک ن باید درنظر داشته باشند. گام اول
گام اول در این مرحله هفت قدمی به این مسئله می پردازد که خانواده ها باید اطلاعات و درک صحیحی داشته باشند در مورد وجود خطراتی که از نظر آزار فرزندانشان را تهدید می کنند. متاسفانه آمار و ارقام نشان می دهد که در حدود 90 درصد موارد، کودک و خانواده ها شخص آزاردهنده را می شناختند و به او اطمینان داشتند و درواقع قربانی همین اعتماد خود شده اند.
پدوفیل ها اغلب اوقات افراد آشنا هستند در نتیجه هیچ گاه کودکتان را با بزرگ تر از خودش (حتی با افراد نزدیک و خویشاوند) تنها رها نکنید. افراد پدوفیل معمولا در دوران بلوغ به مشکل خود پی می برند و فعالیت خود را در سنین جوانی و میانسالی شروع می کنند. در ایالات متحده، حدود 50 درصد از مردانی که به دلیل پدوفیلی دستگیر شده اند متاهل هستند و بچه هم دارند، پس به هیچ عنوان تنها به این دلیل که ی خود پدر یا مادر است او را به عنوان شخص قابل اعتماد نگاه نکنید و او را با کودکتان تنها نگذارید.
یادتان باشد که ک ن در اغلب موارد هیچ گاه گر را رسوا نمی کنند و این خود سبب آسیب بیشتر جسمانی و روانی برای آن ها است. براساس سازمان ملل از هر هشت کودک مورد تنها یک مورد آزار اش را گزارش می کند. ادامه دارد... منبع: برترین ها



قسمت دوم

درخواست حذف اطلاعات

اگر خشونت یا خطای انسانی موجب واقعه ای شده است، مراقب باشید گروه فرهنگی، قومی یا نژادی، به خصوص افرادی با ناتوانی های ذهنی را ملامت نکنید. این می تواند فرصت مناسبی برای گفتگو در مورد تبعیض و گوناگونی [در جامعه] باشد. به ک ن بفهمانید که آنان مقصر اتفاقات بد نیستند. اشکالی ندارد که ک ن بزرگسالان را ناراحت یا در حال گریه ببینند، اما تلاش کنید احساسات شدید نشان ندهید. فریاد کشیدن و به در و دیوار لگد زدن می تواند برای ک ن ترسناک باشد. خشونت ممکن است ک ن را بیشتر بترساند یا به ضربات بیشتری به آنها وارد کند. بزرگسالان می توانند به ک ن و جوانان نشان دهند که چگونه از خود مراقبت کنند. اگر شما در سلامت بدنی و روحی به سر ببرید، می توانید بیشتر برای کمک به ک ن مورد حمایتتان آماده باشید. مراقبت از خود را به نمایش بگذارید، کارهای روزمره را انجام دهید، غذای سالم بخورید، به اندازه کافی بخو د، ورزش کنید و برای اداره فشار (استرس) نفس عمیق بکشید. نکاتی در مورد گفتگو با ک ن و جوانان در گروه های سنی مختلف، پس از فجایع و وقایعی که ایجاد ضربه روحی می کنند ک ن پیش دبستانی – زیر ۵ سال این ک ن را زیاد مورد نوازش و حمایت کلامی قرار دهید: پیش از بغل یا بلند آنان نفس عمیق بکشید و بر روی آنان، و نه ضربه، تمرکز کنید. هم سطح چشمانشان قرار بگیرید و با ص آرام و با کلماتی که برایشان قابل درک است سخن بگویید. به آنان بگویید که همچنان دوستشان دارید و همچنان از آنان مراقبت می کنید تا احساس امنیت کنند. ک ن تا نوجوانان – ۶ تا ۱۹ سال ک ن و جوانان در این گروه سنی را پرورش دهید از ک نتان یا ک نی که از آنان نگهداری می کنید بپرسید که چه چیزی آنان را نگران می کند و چه چیزهایی می تواند به آنان کمک کند تا [با ضربه] کنار بیایند. با کلمات ملایم و در زمان هایی که مناسب باشد با در آغوش گرفتن، یا تنها با حضور خود به آنان آرامش دهید. حتی برای دوره ای کوتاه با ک ن بیش از حد معمول وقت بگذرانید. بازگشتن به مدرسه و کارهای روزمره در خانه هم از اهمیت برخوردارند. برای یک یا دو روز ک نی که دچار ضربه شده اند را از کار خانه معاف کنید. پس از آن، اطمینان حاصل نمایید که فعالیت های متناسب با سنشان را انجام می دهند و به نوعی مشارکت می کنند. این عمل به آنان حس مفید بودن می دهد. از وقت گذراندن آنها با هم سنی هایشان و اوقات تنهایی و سکوت برای نوشتن یا خلق آثار هنری حمایت نمایید. ک ن را تشویق کنید تا در فعالیت های سرگرمی شرکت داشته باشند و به این طرف و آن طرف بروند و با دیگران بازی کنند. به ضربه روحی خودتان بپردازید و از خشونت جسمی، منزوی ، تنها گذاشتن و مس ه ک ن بپر د. کاری کنید که ک ن بدانند برای شما مهم هستند. برای انجام فعالیت های خاص با آن ها وقت صرف کنید و بدون این که فضولی کنید، به آنها سرکشی کنید. هشدار: مراقب باشید ک ن را مجبور به حرف زدن در مورد ضربه یا شرکت در فعالیت های اجتماعی [که نشان دهنده احساسات و افکار باشند] نکنید. اگرچه بسیاری از ک ن به راحتی در مورد وقایع صحبت می کنند، برخی از ک ن دچار ترس می شوند. برخی ممکن است در اثر سخن گفتن از واقعه، گوش به صحبت های دیگران یا دیدن نقاشی های مربوط به واقعه مجددا دچار ضربه شوند. به ک ن اجازه دهید که از چنین جلساتی کناره بگیرند و دقت کنید که آیا نشانه های پریشانی از خود نشان می دهند یا خیر. زمانی که ک ن، جوانان، والدین، پرستاران و معلمان به کمک بیشتر نیاز دارند در مواردی کودک و خانواده اش ممکن است برای عبور از ضربه دچار مشکل شوند. والدین یا پرستاران ممکن است از این که کودک را تنها بگذارند بترسند. معلمان ممکن است متوجه شوند که کودکی ناراحت است یا [رفتارش] متفاوت است. همکاری همه با هم می تواند کمک بزرگی باشد. گفتگو با یک متخصص بهداشت روانی برای پیدا محدوده های مورد اشکال را در نظر بگیرید. در کنار هم، همه می توانند تصمیم بگیرند که چگونه باید کمک کرد و چگونه باید از یکدیگر آموخت. اگر کودک عزیزی را از دست داده است، همکاری با ی که می داند چگونه با ک ن عزادار کار کند را در نظر بگیرید. لینک مطلب



ملاحظات غیرحقوقی یا مددکار

درخواست حذف اطلاعات

مهناز شریف -حقوق دان و دادگستری واقعیت این است که «خشونت خانگی» در جوامعی مانند ایران، آن قدر ابعاد گسترده و وسیعی دارد که پرداختِ حقوقی-قانونی به آن، صرفا می تواند گویای بخش ناچیزی از اصل ماجرا باشد. به سخنی دیگر: پرداخت های حقوقی یا برخوردهای قانونی با مسئله ی پردامنه و پیچیده «خشونت های خانگی»، لازم است که در کنار سایر کوشش های ی با انگیزه بالابردن استانداردهای زندگیِ تمامیِ شهروندان – به ویژه قربانیان آسیب های اجتماعی- پی گیری شود. با این همه، کتمان نمی توان کرد که «پرداخت حقوقی-قانونی به خشونت های خانگی»، به رغم «جزئی» بودن آن ( در قیاس با یک مسئله کلی و فراگیر)، در عمل از چنان اهمیت و «کارایی » برخوردار است که لازم می شود کنش گرانِ ی یا برنامه ریزان اجتماعی، همواره نگاه ویژه ای به این امر داشته باشند. اگر بخواهیم به این پرسش محوری پاسخ بگوییم که: یک حقوقدان یا دادگستری که در متن مناسبات اجتماعی، و البته «حقوقی» کنونی کار می کند، اگر بخواهد به مسئله «خشونت های خانگی» به طور جدی تر بپردازد و مشخصاً بر روی این موضوع متمرکز شود، چه ابزارهایی در اختیار دارد و باید بر کدام ملاحظات ظریف حرفه ای مکث کند تا در نهایت دفاعی موثر از موکل خود را تدارک ببیند و وارد عرصه ای نشود که وما حقوقی نیست . دفاع در مقام ِ قربانی در پرونده های «خشونت خانگی»، وکلا معمولاً با اشخاصی مواجه اند که قربانی و آسیب دیده اند. به این اعتبار، وکلا یا مشاوران حقوقی، اغلب طرف «شاکی» یا «خواهان » این پرونده ها هستند. لذا در اینجا به نظر نمی سد که معرفی امکانات یا فرصت هایی که قانون در اختیار «متهم» یا «خوانده » پرونده گذاشته است؛ لازم باشد یا طرح این بحث اساساً تامین کننده نظر ما باشد. هر چند که در اینجا نیز می توان بر روی برخی از حقوق قانونی عام، نظیر حفظ اسرار موکل یا اطلاعات موجود پرونده یا رعایت حریم خصوصی دست گذاشت. ( مواد ۱۳۷ تا ۱۵۴ قانون آیین دادرسی کیفری جدید) اشاره به حق سکوت ( ماده ۱۹۷ قانون آیین دادرسی جدید) یا حق برخورداری از دادگستری ( اصل ۳۵ قانون اساسی یا ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری جدید) نیز از جمله همین حقوق عامی است که هرچند به طور غالب و مشخص در پیوند با «حقوق متهمان پرونده» مطرح می شود؛ اما این به آن معنا نیست که سایر طرف های پرونده چنین حقی ندارند. به ویژه که در چهارچوب قانون آئین دادرسی کیفری جدید (۱۳۹۲) تضمین های مشخص تری برای تامین این دست از حقوق به عمل آمده است. یا مددکار بسیاری از وکلای دادگستری در ایران، به ویژه آنانی که بر روی پرونده های موسوم به «پرونده های خانوادگی» کار می کنند، همواره روایت هایی از موکلانی دارند که در مراجعه به دفتر آنان، نقش « دادگستری» را با «مددکار اجتماعی» خلط کرده اند. به چه معنا؟ به این معنا که بسیار موکلانی که قربانیِ آسیب های اجتماعی و به طور مشخص «خشونت های خانگی» شده اند از فرط بی پناهی، خود را در جایگاه فردی قلمداد می کنند که علاوه بر مشاوره های حقوقی، قرار است که به آنان مشاوره های فردی و خانوادگی نیز بدهد. ( فرضاً به آن ها بگوید که با این شرایطی که در آن گرفتار آمده اند بهتر است که طلاق بگیرید و…) این پدیده البته مختص جامعه ما نیست و به هیچ وجه هم بی ریشه یا از سر اتفاق تکرار نمی شود. حال اگر یک دادگستری در چنین شرایطی قرار بگیرد چه باید د؟ آیا می تواند بگوید که وظیفه شغلی من ایجاب می کند که صرفاً یک «مشاوره حقوقی» باشم و آنچه در متن قانون آمده است را مو به مو محترم بشمارم و…؟ به نظر می رسد که پاسخ سر راست یا دست کم «دستور العملی» به این پرسش همین باشد؛ اما واقعیت امر این است که مسائل دیگری نیز در میان است؛ مسائلی که نمی توان به سادگی از کنار آن ها گذشت. فرضاً یک دادگستری شرافتمند نمی توان چشم بر روی ناکارآمدی ِ مکانیسم های تی ببندد. نمی تواند تبعیض هایِ آشکارِ حقوقی علیه ن جامعه را نادیده بگیرد. نمی تواند از تلاش های فردی برای جبران نارسایی ها یا تبعیض های حقوقی ناامید شود. دست کم چنین ی باید سعی کند که شرایط پرتبعیض حقوقی علیه موکل خود را تا اندازه ای که می تواند تعدیل کند. فهرست بالا را کماکان می توان ادامه داد. اما سخن اصلی بر سر همان است که واقعیت هایِ عینی اجتماعی، امور و وظایف دیگری را هم تحمیل می کند. به هر صورت پنهان نمی توان کرد که دفاع قاطع از فرودستان، به حاشیه رانده شدگان جامعه و قربانیان آسیب های اجتماعی یک وظیفه تام اخلاقی-انسانی که ا اماً هم در چهارچوب تنگ دستور العمل های اداری و قانونی نمی گنجد. در همین ارتباط، یک دادگستری، ضمن آن که باید به وظایف حرفه ای-قانونی خود واقف باشد و آن ها را به جزبه جز انجام دهد. باید شرایط موکل و وضعیتی که وی در آن گرفتار آمده است را نیز درک کند. فرضاً در مواردی لازم می شود که موکل را به روانکاو یا مددکار اجتماعی ارجاع دهد و یا در موقعیت هایی که آن را «اضطراری» تشخیص می دهد؛ قربانیان خشونت های خانگی را بایستی به مراکز اورژانس های اجتماعی معرفی کند. اگر مسئله مرتبط است، جنبه شخصی ندارد و به روند پرونده نیز می تواند کمک کند؛ خوب است که دادگاه را هم از این امر مطلع کند. یک دادگستری که دغدغه فعالیت های اجتماعیِ بشردوستانه دارد، باید بتواند به خوبی برای موکل خود وقت بگذارد. گفته های وی را از سر د ل سوزی بشنود و با وی احساس هم دردی داشته باشد. موکل، به ویژه موکلانی که در شمار قربانیان خشونت های خانگی هستند افراد آسیب پذیری هستند. آنها نیاز دارند که با وکلای خود احساس راحتی کنند. واقعیت این است که نزدیک شدن به موکل و درک مشکلات عینی وی، تا اندازه زیادی به خود نیز کمک می کند تا اطلاعات کامل تری از پرونده را به دست آورد و صادقانه ، پی گیر مشکلات موکل شود. اموری که در نهایت می تواند به دفاع مطلوب تر و کاراتر از موکل در تمامی مراحل دادرسی بیانجامد. منبع: خانه امن



برنامه ریزی برای امنیت چیست؟

درخواست حذف اطلاعات

برنامه ریزی برای امنیت یک برنامه شخصی و کاربردی است که حاویِ راه هایی است برای ایمن بودن در یک رابطه خشونت آمیز، برنامه ریزی برای ترک این رابطه، و یا اعمالی که باید پس از ترک رابطه انجام داد. برنامه ریزی برای امنیت شاملِ راه هایی برای کنار آمدن با احساسات، صحبت با دوستان و خانواده درباره خشونت، اقدامات قانونی و غیره است. برنامه های امنیتی در دو سطح حیاتی هستند. اول، این که حجم و شدت خشونت بر شما را کاهش می دهد. دوم این که حس کنترل بر زندگی و عاملیت را به شما بر می گرداند و کمک می کند که با آگاهی نسبت به امکانات و وضعیت های ممکن تصمیم بگیرید. برنامه‎های امنیت را می‎توانید به تنهایی یا با کمک دوستان، اعضای خانواده و یا هر ی که به او اعتماد دارید و نگرانِ امنیت شما است، تهیه کنید. اگرچه ممکن است بعضی از موارد موجود در برنامه ریزی برای امنیت بدیهی به نظر بیایند، اما باید به یاد داشته باشید که در لحظه تجربه خشونت، ذهن و فکرتان مانند زمانی که آرام هستید کار نمی کند. هنگام تجربه یک رویداد خشونت آمیز، به سختی می توان فکری منسجم داشت و تصمیمات منطقی درباره امنیت خود گرفت. داشتن یک برنامه امنیت که از قبل آماده شده، می تواند از شما در آن لحظات استرس زا محافظت کند. نحوه برنامه ریزی برای امنیت در برخی موارد، ترک موقعیت خشونت آمیز امکان پذیر نیست. اگر قادر به ترک موقعیت برای تضمین امنیت خود و دیگران نیستید، اقدامات احتیاطی را می توانید انجام دهید تا از خود و افراد در معرض خطر در خانه مراقبت کنید. اطلاعات زیر به شما کمک می کنند تا یک برنامه امنیت تهیه کنید. آنچه برای برنامه ریزی برای امنیت باید بدانید: مدیریت بحران شبکه حمایتی ک ن ایمنی در خانه شما امنیت در مکان های عمومی امنیت تلفن و سایبری گزینه های طولانی مدت وقتی خشونت را تجربه می کنید، باید به مسیرهای موازی فکر کنید: گزینه های فوری و کوتاه مدت و گزینه های بلندمدت برای آینده تا کنون، بخش های فوق به مراحل کنونی و فوری کاهش خشونت در کوتاه مدت پرداخته است. حائز اهمیت است که به یک برنامه بلندمدت نیز فکر کنید. وب سایت خانه امن یا تماس با مشاورین خانه امن می تواند نقطه شروع خوبی باشد. آنها می توانند بر اساس موقعیت خاص شما، مشاوره حقوقی ارائه دهند. این خدمات، افراد را از حق و حقوقشان در قانون ایران آگاه می سازد. با این که جمع آوری مدارک دال بر خشونت ممکن است خطرناک باشد زیرا فرد خشونت گر می تواند آنها را پیدا کند، کار عاقلانه این است که درباره جمع آوری مدارک و نحوه انجام این کار تصمیم بگیرید. به منظور طرح دعوی علیه یک فرد خشونت گر، باید مدارک واضح و مستندی از خشونت به مقامات دادگاه ارائه شود. مشاورین حقوقی ما می توانند این مساله را به شما توضیح دهند و شما نیز می توانید منابع موجود در این باره را در وب سایت ما بی د. خانه امن به طور خاص، راهنمایی را تهیه کرده که می توانید آن را در وب سایتش کنید: «راهنمایی برای طرح دعوی بدون نیاز به » این یک راهنمای گام به گام است که در آن جزئیات دقیق نحوه جمع آوری و مستندسازی مدارک دال بر خشونت، به زبان ساده و روزمره نوشته شده است. استراتژی طولانی مدت دیگر که باید در نظر بگیرید، ترک دائمی خشونت گر است. اگر چنین گزینه ای در اختیار دارید، باید یک استراتژی وج ایجاد کنید. اقدام قانونی مراقبت از خود ملاحظات مربوط به ترک دائمی منبع: سایت خانه امن



روال جدید این وبلاگ

درخواست حذف اطلاعات

فکر می کنم همه ی ما کم و بیش از اتفاقاتی که می افتد و باعث ضربه های روحی و جسمی ک ن در جامعه وارد می شود، آگاهی پیدا می کنیم. از این ببعد در این وبلاگ، تنها از مواردی گفته می شود جهت راهنمایی و پیدا راه برای مقابله با معضلات کودک آزاری. به امید داشتن دنیایی بهتر



راهنمای کمک به ک ن و نوجوانان در معرض ضربات روحی

درخواست حذف اطلاعات

مترجم: فرخ نیک مرام نکاتی درباره گفت و گو و کمک به ک ن و نوجوانان، برای آنکه بتوانند با فجایع و وقایعی که ضربه روحی بر جای می گذارند، کنار بیایند. حمایت و قوت قلب دادن از سوی بزرگترها کلید کمک به ک ن در دورانی است که ایجاد ضربات روحی می کنند. ک ن و جوانان پس از وقایعی که ضربه روحی به همراه دارند، مانند تصادف رانندگی یا خشونت ممکن است، دچار فشار عاطفی و روحی شوند. فجایع نیز ممکن است تاثیرات زیان آور بلند مدت بر جای بگذارند. وقتی که ک ن ضربه روحی را تجربه می کنند، آن را در تلویزیون تماشا می کنند یا در میان گفتگوهای دیگران در مورد آن می شنوند، ممکن است دچار ترس، گیجی یا اضطراب شوند. جوانان در برابر این ضربات واکنش های متفاوتی از بزرگسالان دارند. گروهی ممکن است بلافاصله واکنش نشان دهند و گروهی ممکن است مدت ها بعد، علائم مشکل زا را از خود نشان دهند. در نتیجه بزرگسالان همیشه نمی دانند که ک ن چه زمانی نیازمند کمک برای کنار آمدن با آن ضربه هستند. این برگه به والدین، پرستاران و معلمان کمک می کند واکنش های متداول را شناسایی کنند، نسبت به آنان واکنش درست نشان دهند و بدانند چه زمانی باید از متخصصان کمک بگیرند. واکنش های احتمالی به وقایع ضربه زننده بسیاری از واکنش های زیر در میان ک ن و جوانان در هنگام اداره فشار (استرس)، بلافاصله پس از واقعه طبیعی هستند. اگر هر یک از این واکنش ها بیش از ۲ تا ۴ هفته ادامه پیدا کنند، یا این که پس از مدتی ناگهان بروز د، کودک مورد نظر ممکن است برای کنار آمدن با ضربه به کمک نیاز داشته باشد. ک ن پیش دبستانی – کمتر از پنج سال ک ن بسیار کوچک ممکن است دوباره شروع به مکیدن شست کنند یا شب ها رخت خوابشان را خیس کنند. ممکن است از غریبه ها، تاریکی یا غول بترسند. در میان ک ن پیش دبستانی بسیار رایج است که کودک مدام به والدین، پرستار یا معلم بچسبد یا بخواهد مدام در جایی باشد که احساس امنیت کند. ممکن است بارها در هنگام بازی به ضربه مذکور اشاره کند، یا در تعریف ماجرا غلو کند. عادات خواب و خوراک بعضی ک ن ممکن است تغییر کند یا بعضی ک ن ممکن است دچار دردهایی شوند که قابل توضیح نیستند. سایر علائمی که باید به آنان دقت کرد عبارتند از خشونت، گوشه گیری، بیش فعالی، مشکلات تکلم یا سرکشی. نوزادان و نوپایان – کمتر از ۲ سال: قادر به درک ضربه روانی نیستند، اما متوجه ناراحتی پرستارشان می شوند. این ک ن ممکن است واکنش هایی مشابه پرستاران خود نشان دهند یا رفتارهای متفاوت مانند: گریه بی دلیل، دوری از دیگران یا بازی ن با اسباب بازی هایشان داشته باشند. ک ن – ۳ تا ۵ سال: قادر به درک تاثیرات ضربه هستند. ممکن است نتوانند به تغییرات یا از دست دادن [فرد یا چیزی] عادت کنند. ممکن است برای احساس بهتر داشتن به کمک بزرگسالان نیاز داشته باشند. ک ن تا نوجوانان – ۶ تا ۱۹ سال: ممکن است در این بازه سنی رفتارهایی مشابه ک ن کوچکتر داشته باشند. ک ن کوچکتر معمولا نیاز به توجه بیشتری از سوی والدین یا پرستاران دارند. [این ک ن] ممکن است از انجام کارهای مدرسه یا مسئولیت های خود در خانه سر باز زنند. ای از جوانان ممکن است دچار احساس گناه شوند، چرا که آنها در پاسخ به فاجعه یا ضربه، توان ایفای نقش بزرگترهای خانواده یا اجتماع را در خود نمی بینند. ک ن – ۶ تا ۱۰ سال ممکن است از رفتن به مدرسه بترسند و دیگر با هم سن و سال های خود وقت نگذرانند. ممکن است تمرکز خود را از دست بدهند ویا به طور کلی در مدرسه دچار افت شوند. بعضی ممکن است بدون دلیل مشخص پرخاشگر شده یا کارهای ک ن کوچکتر را انجام دهند. مثلا ممکن است بخواهند که والدین یا پرستارشان لباسشان را عوض کنند یا به آنها غذا بدهند. نوجوانان و جوانان – ۱۱ تا ۱۹ سال به دلیل رشد دچار تغییرات بدنی و عاطفی زیادی می شوند، پس ممکن است کنار آمدن با ضربات برای آنها دشوارتر باشد. در سنین بالای نوجوانی افراد ممکن است این واکنش ها را برای خود و دیگران انکار کنند. ممکن است تنها با پاسخ «خوبم» یا سکوت در هنگام ناراحتی پاسخ دهند. ممکن است از دردهای گوناگون گله کنند چون نمی دانند که چه چیزی آنها را از درون، دچار آزار عاطفی کرده است. بسیاری در خانه و مدرسه یکی به دو کرده، در مقابل هر گونه چارچوب یا قدرت بالاتر مقاومت می کنند. آنها ممکن است به رفتارهای خطرناک مانند مصرف الکل یا نیز روی بیاورند. والدین، پرستاران و معلمان چگونه می توانند به بهبود ک ن کمک کنند خبر خوش این است که ک ن و جوانان بسیار انعطاف پذیرند. معمولا پس از ضربه به سرعت خوب می شوند. با حمایت درست از سوی بزرگترها بهبود پیدا کرده و رشد می کنند. مهمترین راه برای کمک به این ک ن این است که احساس کنند که [بزرگترها با آنان] ارتباط دارند، برایشان اهمیت قائل هستند و دوستشان دارند. والدین، پرستاران و معلمان می توانند به ک ن کمک کنند که از راه گفتگو، نوشتن، نقاشی و خواندن احساسات خود را ابراز کنند. بیشتر ک ن دوست دارند در مورد ضربه حرف بزنند؛ به آنها اجازه این کار را بدهید. احساساتشان را بپذیرید و به آنها بگویید که غمگین، ناراحت یا نگران بودن ایرادی ندارد. گریه معمولا راهی برای تخلیه فشار عصبی و غم است. دقت کنید که شنونده خوبی باشید. بزرگترها می توانند از ک نی که نگهداری می کنند بپرسند در مورد واقعه ای که رخ داده است چه می دانند. در مدرسه چه می شنوند و در تلویزیون چه می بینند. تلاش کنید که همراه آن ها بر روی اینترنت یا در تلویزیون به اخبار گوش دهید. کمی محدودشان کنید که زمان کافی داشته باشند از چیزهایی که یاد آور ضربه هستند دور بمانند. اجازه ندهید که گفتگو در مورد ضربه به طور طولانی مدت در خانه یا کلاس بحث غالب باشد. به آنها اجازه سوال پرسیدن بدهید. بزرگسالان می توانند به ک ن کمک کنند تا چیزهای خوبی که از آن ضربه می توانند بیرون بیایند را ببینند. کارهای قهرمانانه، کمک خانواده و دوستان و حمایت هایی که از سوی جامعه انجام می شود نمونه هایی [از این چیزهای خوب] هستند. ک ن ممکن است از راه کمک به دیگران بهتر بتوانند با ضربه کنار بیایند. آنها می توانند به افرادی که مورد صدمه قرار گرفته اند یا خانه شان را از دست داده اند نامه های پر مهر بنویسند. می توانند به انی که کمک کرده اند نامه های تشکر بنویسند. این گونه فعالیت ها را تشویق کنید. ادامه دارد



یک ماه برای مبارزه با خشونت خانگی

درخواست حذف اطلاعات

“پروژه آگاهی بخشی درباره خشونت خانگی p ” ابتدا در اکتبر ۱۹۸۱ یک روز را به عنوان روزی برای اتحاد نام گذاری کرد. هدف این روز ایجاد همبستگی و پیوند میان همه حمایت گرانی بود که برای پایان دادن به خشونت علیه ن و ک ن تلاش می د. p o: syda productions/www.shutterstock.com اندکی بعد این روز تبدیل به یک هفته مخصوص مبارزه با خشونت خانگی شد که بیشتر به برگزاری یادبود برای جانباختگان خشونت خانگی و ب ایی جشن نجات برای نجات یافتگان اختصاص داشت. سرانجام در سال ۱۹۸۷، ماه اکتبر به نام ماه آگاهی بخشی درباره خشونت خانگی نامیده شد. خشونت خانگی را می توان مساله همه جامعه دانست. هر ی ممکن است در چارچوب روابط خانوادگی قربانی خشونت خانگی و یا حتی خشونت گر باشد. بر اساس آمارها بخش زیادی از قربانیان و نجات یافتگان خشونت خانگی ن هستند. البته باید دقت کرد که خشونت خانگی با خشونت علیه ن یکی نیست. قربانیان خشونت خانگی ممکن است علاوه بر ن شامل ک ن، افراد دارای معلولیت، سالمندان، دگرباشان و یا حتی مردان باشند. از سوی دیگر خشونت علیه ن نیز به طور انحصاری در داخل خانه و یا بستر خانوادگی رخ نمی دهد. این خشونت ممکن است در خیابان، محیط کار و … باشد. با توجه به اینکه ۲۵ نوامبر تا ۱۰ دسامبر به عنوان شانزده روز نارنجی به طور اختصاصی به مساله خشونت علیه ن پرداخته می شود، خانه امن تصمیم گرفت تا در ماه اکتبر به دیگر گروه های درگیر در خشونت خانگی بیشتر توجه کند. به همین دلیل هفته اول ماه اکتبر (۱ تا ۸ اکتبر/ ۹ تا ۱۶ مهر) را هفته مبارزه با خشونت خانگی علیه سالمندان نامیدیم. هفته دوم اکتبر (۸ تا ۱۵ اکتبر/ ۱۶ تا ۲۳ مهر) را به مساله خشونت خانگی علیه ک ن اختصاص دادیم. هفته سوم ماه اکتبر (۱۵ تا ۲۲ اکتبر/ ۲۳ تا ۳۰ مهر) را هفته خشونت خانگی علیه افراد دارای معلولیت نامیدیم. و سرانجام هفته چهارم (۲۲ تا ۲۹ اکتبر/ ۳۰ مهر تا ۷ آبان) را بیشتر در مورد خشونت خانگی علیه دگرباشان خواهیم نوشت. در این ماه با خانه امن همراه شوید تا بیشتر درباره خشونت خانگی بخوانیم و بدانیم. خانه امن



را ارهای کاهش کودک آزاری در کشور

درخواست حذف اطلاعات

هنوز مدت زمان زیادی از کودک آزاری هایی که در حق نیما، باربد ،هانیه و … اتفاق افتاد نگذشته و متاسفانه اخباری مبنی بر پیگیری و یا اصلاح قوانین مربوط به کودک آزاری در ایران شنیده نمی شود. اخباری که پس از مدتی هرچند به ظاهر فراموش می شود اما شدیدا جامعه را متاثر می کند و افکار عمومی را تحت تاثیر قرار می دهد و در دراز مدت می تواند اثرات سوئی بر ذهن آگاه جامعه باقی بگذارد. جالب است بدانید در کشور آلمان کودک آزارانی که بیش از ۲۵ سال سن داشته باشند با نظر موافق کمیسیون پزشکی با استفاده از دارو عقیم می شوند. در سوئد نیز قانون مشابهی وجود دارد. در فرانسه و اسپانیا نیز تمهیداتی برای اجرای مورد مشابه انجام گرفته است. روبرو شدن جامعه ایران با تعدد جرایم کودک آزاری در جامعه سبب شد تا در سال ۸۱ قانون حمایت از ک ن و نوجوانان تصویب شود. در این قانون کلیه اشخاصی که به سن هجده سال تمام نرسیده اند، مورد حمایت قرار می گیرند و هر نوع اذیت و آزار ک ن و نوجوانان که موجب شود به آنان صدمه جسمانی یا روانی و اخلاقی وارد شود و سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره اندازد، ممنوع است و مجازات دارد. براساس این قانون کودک آزاری از جرایم عمومی محسوب می شود و نیاز به شاکی خصوصی ندارد٬ یعنی هر می تواند به محض دیدن مورد کودک آزاری آن را گزارش دهد و دادستان هم به عنوان مدعی العموم باید موضوع را پیگیری کند. حداکثر مجازاتی که در این قانون پیش بینی شده است ۶ ماه حبس و ۱ میلیون تومان جزای نقدی است. تصویب این قانون اگرچه خود، قدم بزرگی در کمک به ک ن قربانی محسوب می شد اما نواقص آن هنوز بسیار زیاد است. مهمترین چالش این قانون، در خصوص قتل فرزند توسط پدر است که در ماده ۲۲۰ قانون مجازات ی گفته شده است که پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد، قصاص نمی شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد. این تعزیر هم با استناد به ماده ۶۱۲ قانون مجازات ی است که تصریح می کند در صورتی که فردی به قصاص محکوم و این حکم از او سلب شود به لحاظ جنبه عمومی جرم به سه تا ۱۰ سال حبس محکوم می شود. این ماده باعث سوء استفاده برخی پدران قرار گرفته است و در موارد زیادی سبب فرار مجرم از مجازاتی در خور شده است. در قانون سال ۸۱ پدر همچنان به عنوان ولی کودک از قصاص معاف است. نواقص زیاد این قانون ت را وادار ساخت تا به منظور کاهش خلاهای مربوط لایحه حمایت از ک ن و نوجوانان را تصویب و آماده ارائه به مجلس شود. این لایحه نکات مثبت زیادی دارد از جمله این که در این لایحه پیش بینی شده تا ک ن هم بتوانند اعلام شکایت کنند که این مورد تا کنون در کشورمان سابقه نداشته است اما با این وجود در ماده ۱۱ این لایحه آمده است هر مرتکب قتل عمد یا ضرب و جرح عمدی کودک یا نوجوان شود و به هرعلتی قصاص نشود، علاوه بر پرداخت دیه طبق مقررات، حسب مورد به بیش از دو سوم حداکثر مجازات مقرر قانونی محکوم خواهد شد. بنابراین از آنجا که باز هم به نوعی، درباره قصاص یا عدم قصاص پدر در صورت کشتن فرزند سکوت کرده است، می توان گفت هنوز هم در خصوص قتل فرزند امکان قصاص پدر وجود ندارد. آموزش به ک ن، نظارت و سرکشی از ک نی که به خانه ای بازگشته اند که در آن موردآزار بوده اند، تصویب قانون برای حمایت از حقوق ک ن، تاسیس خانه های امن برای ک ن آسیب دیده و ایجاد معاضدت های قضایی و حقوقی برای ک ن ازجمله اقداماتی است که باید برای حمایت از ک ن در برابر چنین جرایمی صورت گیرد. شیوا ت آبادی، رئیس انجمن حمایت از حقوق ک ن با بیان این که ک ن بیش از بزرگسالان نیازمند توجه و حمایت از جانب بزرگسالان هستند، گفت: «دلیل نیاز به حمایت و محبت این است که ک ن بدون حمایت بزرگسالان نمی توانند از پس زندگی خود برآیند. شکل گیری شخصیت، اعتماد، مسئولیت پذیری ک ن و شناخت جهان و انسان ناشی از روابط اولیه ک ن و بزرگسالان است و اگر این رابطه به ضرر کودک باشد و حمایتی از جانب بزرگسالان برای ک ن وجود نداشته باشد، منجر به آسیب پذیری ذهنی ک ن، غیر قابل اعتماد بودن دنیا از دید ک ن و آسیب پذیری آن ها در برابر هر تجربه از زندگی می شود.» به گفته رییس انجمن روان شناسی ایران، اغلب ک نی که به صورت مداوم مورد آزار قرار می گیرند، به ناچار خود را با شرایط آزار دهنده وفق می دهند که آسیب عمیق و درازمدت در شخصیت ک ن دارد و منجر به افسردگی، عدم اعتماد به نفس و نبود نگاه مثبت به دنیا می شود، اما اگر آزار و اذیت حادثه ای باشد بنابر سن کودک آثار متفاوتی بر جای می گذارد همچنین برخی ک ن در روابطی قرار می گیرند که بزرگسالان ک ن را تهدید به افشا ن آزار و اذیت می کنند بنابراین به دلیل این که نمی تواند از ی کمک بگیرد، آسیب های مضاعفی مانند فشار روانی را تجربه می کنند. وی افزود:« آزارهای با تعرض به قلمرو بسیار خصوصی بدن شکل می گیرد و هر کدام از آزارها بسته به شدت و مدت زمان آزار و اینکه آزارگر چه ی بوده، عوارضی با شدت و شکل های متفاوت برجای می گذارد اما به طور عام شخصیت، اعتماد به نفس و کارایی کودک آسیب می بیند که در نتیجه با یک عارضه درازمدت که نیاز به درمان دارد، مواجه می شود. باید توجه داشته باشیم که پیش گیری از کودک آزاری مانند همه موارد بهداشتی دیگر بهتر از درمان است و خانواده ها و مدارس باید به شکل مناسب تربیت شوند تا از کودک آزاری پرهیز شود.» بیش ترین کودک آزاری در خانواده ها اتفاق می افتد

ت آبادی تصریح کرد: «طبق آمار بیشترین کودک آزاری در خانواده ها اتفاق می افتد، بنابراین خانواده باید در برابر نعمت الهی بزرگ کودک مسئولیت پذیر باشند و به رشد و کمال ک ن بپردازند و باید به والدین آگاهی داده شود که کوچک ترین رفتار آن ها نیز در شخصیت و بالندگی ک ن موثر است و رفتار پرخاشگرانه والدین از آن ها افرادی مضطرب، بی اعتماد به دنیا و افسرده می سازد. لازم است توجه کرد که هرگونه تحمیل بیش تر از توان تحمل یک انسان آزاردادن فرد است. مشکل خانواده ها این است که فشار کودکی خود را فراموش می کنند و آن را مجدد برای ک ن خود تکرار می کنند اما این کار درست نیست و والدین باید با ک ن هم دلی کنند.» نبود آموزش شیوه های فرزندپروری در سیستم آموزشی کشور

به گفته لیلا ارشد، عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق ک ن، انواع کودک آزاری جسمی، عاطفی، روحی و وجود دارد که در حال حاضر بیش تر با کودک آزاری جسمی، عاطفی و همچنین کودک آزاری آموزشی مواجه هستیم که در برخی از مکان های آموزشی ک ن به دلیل آموزش های سنگین و وظایف تحصیلی مورد آزار قرار می گیرند. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که هیچ کدام از جوانان ما شیوه های فرزندپروری را آموزش نمی بینند و به همین دلیل در بسیاری از مواقع والدین رفتار خود را روش درست تربیتی می دانند. در قانون آمده است که تنبیه به قدر کفایت برای تربیت کودک مانعی ندارد اما تربیت، تنبیه به قدر کفایت تعریف نشده است. این عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق ک ن توجه در چند بخش را لازمه کاهش کودک آزاری دانست و گفت: ابتدا باید به ایجاد قوانینی به نفع و دوستدار ک ن در بخش قوانین پرداخت تا ما را به پیمان نامه جهانی حقوق کودک که در سال ۱۳۷۲ به امضا رسید، نزدیک کند و تغییرات باید در جهت منافع ک ن باشد. باید کار آموزشی و فرهنگی برای نوجوانان و جوانان صورت گیرد تا شیوه های فرزند پروری را آموزش ببینند و تنها در این صورت می توان با آموزش های گسترده، فرزندان را با مشکلات کم تری تربیت کرد. وم وجود بانک اطلاعاتی برای ثبت کودک آزاری

ارشد وجود نهادی برای ثبت و ضبط اطلاعات کودک آزاری را مهم تر از هرگونه اقدامی دانست و افزود: کشور ما هیچ نهادی به عنوان بانک اطلاعاتی برای ثبت و ضبط اطلاعات کودک آزاری ندارد و شاید هر سازمانی اطلاعات جداگانه ای مبنی بر کودک آزاری داشته باشد اما تمامی این اطلاعات باید تحت نظر یک نهاد قرار بگیرد تا امکان ارائه اطلاعاتی در خصوص کودک آزاری در پایان هر سال به صورت این که در چه بخش هایی و چگونه و توسط چه انی کودک آزاری صورت گرفته به برنامه ریزان جهت برنامه ریزی برای کاهش کودک آزاری ارایه شود. همچنین ما هیچ بانک اطلاعاتی برای انی که آزار نیز رسانده اند وجود ندارد، بنابراین باید علاوه بر ایجاد بانک اطلاعاتی برای ثبت اطلاعات کودک آزاری، یک بانک اطلاعاتی برای افرادی که تجربه آزار نیز داشته اند ایجاد شود تا دیگر از این افراد برای کار با ک ن و نوجوانان استفاده نشود تا در نهایت از این طریق بتوان به پیشگیری و کاهش کودک آزاری پرداخت. وم به کارگیری مددکاران اجتماعی در آموزش و پرورش

وی با اشاره به عدم وجود افرادی در مدارس که آشنا با مسائل اجتماعی کودک و در رابطه با آن ها باشند، گفت: «سیستم نظارتی برای انتخاب افرادی که در آموزش و پرورش به آموزش و تربیت ک ن می پردازند، باید از مددکاران اجتماعی نیز استفاده کند تا این افراد با مسائل و مشکلات ک ن آشنایی داشته باشند و در ابتدا حتی حضور دو روز مددکاران اجتماعی در مدارس نیز می تواند کافی باشد. باید آموزش هایی به ک ن جهت محافظت از خودشان ارائه شود و همچنین تربیت را آموزش ببینند تا بدانند که قسمت هایی از بدن آن ها خصوصی است و در صورت داشتن مشکلات از والدین، معلم و مدیر مدرسه کمک بگیرند که این روش هم یک راه پیشگیری از کودک آزاری است.» منبع: سلامت نیوز



روزی اضافه بر روزهای جهان

درخواست حذف اطلاعات

نعیمه دوستدار دختربچه ها هنوز در جهان به روزی اضافه بر روز جهانی ک ن نیاز دارند. مشکلات آن ها به مشکلات عمومی ک ن جهان خلاصه نمی شود، بلکه شکل شدیدتر همان هاست، به اضافه خشونت های وابسته به ت که استمرار آن ها تا سال های بزرگسالی به مشکلات جهان نابرابر برای ن پیوند می خورد. آن ها نه تنها در محیط خانواده با تبعیض تی، خشونت خانگی و ضرب و شتم مواجه اند، که از آنها توقع می رود درس و تحصیل را ترک کنند، ازدواج کنند و باردار شوند. کار خانگی، کار در مزرعه و کار برای کمک به مخارج زندگی، شرایط روزمره زندگی آنهاست. ۱۹ دسامبر سال ۲۰۱۱، مجمع عمومی ملل متحد قطعنامه ای به تصویب رساند و در آن روز یازدهم اکتبر را روز جهانی دختران اعلام کرد. بر اساس این قطعنامه، هدف از این نام گذاری به رسمیت شناختن حقوق دختران است در زمانه ای که دختران در سراسر جهان با چالش ها و معضلات جدی مواجه هستند و برای حل مشکلات آن ها باید را اری جهانی یافت. به گفته سازمان ملل متحد سرمایه گذاری کشورها در تامین حقوق اولیه افراد از جمله حق دختران برای بهره مند بودن از بهداشت و تحصیل می تواند فقر، خشونت و عقب افتادگی در این جمعیت انسانی را به صورت محسوسی کاهش دهد. حق برخورداری از امنیت، سلامت، آموزش، زندگی سالم و مطلوب برای دختران با این هدف که در بزرگسالی و به عنوان یک زن، از تمامی حقوق خود برخوردار شوند. اما گزارش ها و آمار و اطلاعاتی که از کشورهای مختلف منتشر می شود، نشان می دهد که هنوز تعداد زیادی از دختران در دوران دبستان و سال های ابت دبیرستان مجبور به ترک تحصیل می شوند، بسیاری از آن ها به امکانات بهداشتی و سلامتی دسترسی ندارند و تحت فشار فرهنگ و سنت های کهنه وادار به ازدواج می شوند. دختران از دو جنبه زن بودن و کودک بودن، محور فعالیت و اقدام مشترک دو نهاد بین المللی یعنی کمیته محو کلیه اشکال تبعیض علیه ن و کمیته حقوق کودک قرار دارند. نوامبر سال ۲۰۱۴، کمیته منع تبعیض علیه ن و کمیته حقوق کودک، نظریه تفسیری مشترکی در رابطه با رویه های زیان بار علیه دختران منتشر د. این نظریه تفسیری مشترک برای تبیین تعهد ت های عضو کنوانسیون حقوق کودک در ارتباط با رویه های زیان بار است. برخی از مصادیق رویه های زیان بار علیه دختران شامل کشتن نوزادان دختر و گزینش تی قبل از تولد، ناقص سازی دختران، ازدواج زود و اجباری و جرایم ی است. مهم ترین شکل های خشونت علیه دختران تعداد زیادی از دختران نوجوان در حالی که باید تحصیل کنند و آموزش ببینند، از نظر جامعه و والدین باید برای ازدواج و مادری آماده شوند: وضعیتی که آن ها را مجبور به ترک تحصیل می کند. اما حتی برای آن ها که فرصت ادامه تحصیل پیدا می کنند، دسترسی به اطلاعات پایه در مورد سلامت، و حقوق و باروری دشوار است. کمبود امکانات آموزشی آن ها را در مقابل صدمه جسمی و روانی آسیب پذیر می کند. عامل اصلی تداوم این خشونت ها، کلیشه های تی است. کلیشه های تی مشکلات ن و دختران را عادی و قابل پذیرش نشان می دهد. به همین دلیل از جمله مفاد مهم کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه ن، تعهد امضاکنندگان کنوانسیون به تغییر کلیشه های تی است. سال گذشته سازمان نجات ک ن گزارشی منتشر کرد که آمارهای تکان دهنده ای از وضعیت دختران دسال در آن آمده است. بر اساس گزارش این سازمان بیش از ۷۰۰ میلیون زن زیر ۱۸ سال در سراسر جهان مجبور به ازدواج شده اند. این معضلات در مورد برخی گروه های آسیب پذیر دختران مانند اقلیت های نژادی یا دختران در طبقات فقیر یا نواحی حاشیه ای ا بیشتر است. در ایران ازدواج زود هنگام، محرومیت از تحصیل، ، خشونت خانگی از شکل های رایج اعمال خشونت نسبت به دختران است. بر اساس تعریف صندوق ک ن ملل متحد یونیسف، ازدواج ک ن هر ازدواجی اعم از رسمی یا غیر رسمی است که در آن یکی از طرفین یا هر دو زیر سن ۱۸سال باشند. در بسیاری از کشورهای دنیا ازدواج ک ن زیر سن قانونی، جرم انگاری و غیرقانونی شده است. در ایران اما مساله ازدواج ک ن حل نشده باقی مانده است. ازدواج زودهنگام در سال های اخیر در ایران چنان فراگیر شده که انتشار آمار آن، برخی از نمایندگان مجلس را به تلاش برای پیگیری طرحی برای بالا بردن سن ازدواج دختران واداشته است. بر اساس قانون مدنی ایران، سن قانونی ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال تعیین شده است. با این حال در ماده ١٠۴١ قانون مدنی آمده است: “عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ١٣ سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ١۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.” آمارهای ثبت احوال ایران نشان می دهد که از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳، نزدیک به ۴۲۰هزار دختر زیر ۱۵سال در ایران ازدواج کرده اند. همچنین بر اساس آ ین آماری که یونیسف در اوا سال ۲۰۱۶ میلادی منتشر کرد، ۱۷درصد از دختران ایرانی زیر ۱۸سال و سه درصد نیز زیر ۱۵سال ازدواج می کنند. عوارض ناشی از بارداری و زایمان یکی از مهم ترین علت های مرگ دختران در سنین ۱۵ تا ۱۹ سال در سطح جهان است و سالانه به ۷۰ هزار مرگ منجر می شود. بنا به این گزارش، نوزادان مادران کمتر از ۱۸ سال نیز ۶۰ درصد بیشتر از سایر نوزدان با خطر مرگ و بیماری روبه رو هستند. به گفته مرکز آمار ایران، سیستان و بلوچستان بیشترین ن ازدواج کرده زیر ۱۵ سال را دارد. مشکل محرومیت از تحصیل هم یکی از مهم ترین جلوه های خشونت علیه دختران در ایران است که در بسیاری از موارد ریشه های خانوادگی دارد. براساس نتایج مرکز پژوهش های مجلس در سال تحصیلی گذشته، سه میلیون و ۲۰۰ هزار کودک بازمانده از تحصیل در ایران وجود داشته و دختران از اصلی ترین گروه های بازمانده از تحصیل در ایران بوده اند. فقر خانواده و نداشتن امکان مالی برای ج تحصیل، مشارکت فرزندان در اقتصاد خانواده و ک ن کار از دلایلی است که ک ن را از مدرسه رفتن باز می دارد و همه این دلایل در مورد فرزندان دختر شیوع بیشتری دارد. سال گذشته علی زرافشان، معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش ازدواج های زودهنگام در برخی استان ها را مانع از ادامه تحصیل دانش آموزان دختر اعلام کرده بود. ناقص سازی دختران یا همان عملی که خوانده می شود، بیش از ۲۰۰ میلیون زن را در جهان قربانی کرده و بر اساس برخی از پژوهش ها که در سال های اخیر در ایران انجام شده، هنوز هم در برخی از مناطق ایران ناقص سازی روی دختران و ن انجام می شود. کامیل احمدی، نتایج پژوهشی را منتشر کرده که نشان می دهد این عمل در چهار استان آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و هرمزگان رواج دارد. بر اساس این پژوهش احتمالا حدود ۷۰ درصد از ن در این شش استان انجام می شود. در ایران ن بیشتر روی دختران کمتر از ده سال صورت می گیرد. در استان های ایلام و لرستان این عمل درست قبل از ازدواج و در برخی از موارد هم پس از تولد اولین فرزند انجام می شود. در استان هرمزگان دختربچه ها را در سن های پایین می کنند. بر اساس همین شرایط، سرمایه گذاری برای ارتقای کیفیت و کمیت آموزش و ایجاد امکانات برابر تحصیلی و ارتقای سلامت و تغذیه مناسب در سنین نوجوانی در کنار مقابله با شکل های مختلف خشونت ، جسمی، روانی علیه دختران در خانواده و مدرسه و جامعه و تدوین قوانین ملی و بین المللی برای مقابله با ازدواج و دختران بیش از هر زمان دیگری نیاز جامعه امروز ایران و جهان است. خانه امن



الفبای کودک

درخواست حذف اطلاعات

depositp os_43199719_s-2015 گفت و گو با رضا عبدی، فعال حقوق کودک و سردبیر سایت الفبا زمانی که نهادهای رسمی به جنبه های اساسی آموزش ک ن بی توجهند، زمانی که جای خالی آموزش روابط انسانی، کنش و واکنش های مثبت یا منفی ، شیوه های بازدارنده خشونت و چگونگی مقابله با آزارگران بیگانه و خانگی احساس می شود، سازمان های مردم نهاد تلاش می کنند بار ماجرا را به دوش بکشند. وب سایت الفبا این روزها برای حمایت از ک ن در مقابل خشونت های اجتماعی و خانگی فعالیت های زیادی انجام می دهد از جمله صداگذاری های آموزشی ، تولید محتوا و مقاله و تلاش برای آموزش خانواده. «رضا عبدی» رو مه نگاری که دغدغه مسائل اجتماعی دارد، از سال ۱۳۹۰ این وب سایت را با هدف حمایت و آموزش ک ن و حساس سازی جامعه نسبت به آسیب های اجتماعی راه اندازی کرده است. تفاوت الفبا با سایر رسانه های فعال ک ن، جامعیت آن است. این وب سایت، تمامی مسائل مربوط به حوزه کودک را پوشش می دهد. اطلاع رسانی درباره جریان های آموزشی و فرهنگی برای بالا بردن کیفیت زندگی ک ن هدف دست اندرکاران وب سایت الفباست. ویدئوهایی همچون «مثل گل سرخ، ویدیویی آموزشی برای جلوگیری از تنبیه بدنی دانش آموزان»، «انیمیشنی برای جلوگیری از آزار ک ن»، انیمیشین «مدیریت رفتار نسنجیده» و «خانم دانی و مراقبت از بدن در برابر آزار » بخشی از ویدیوهای آموزشی دوبله شده این وب سایت برای ک ن در مقابل آزاررسانی احتمالی است. «رضا عبدی» با خانه امن در مورد اه و انگیزه های این گروه داوطلبانه گفت و گو کرده است. به عنوان نخستین سوال از او درباره جایگاه آموزش در کنترل خشونت علیه ک ن می پرسم. از نظر او این سوال، یک سوال کلیشه ای است. آموزش گام اول براى ایجاد هر تغییرى است. بدون آموزش و فرهنگ سازى هیچ امرى به خواست عمومى تبدیل نمى شود و فعالیت اجتماعى به شدت وابسته به پشتوانه جامعه است. مگر پشتوانه دیگری هم دارد؟ اما خشونت در بسیارى موارد پنهان است. خشونت علیه ک ن نیز همیشه با رفتارهاى شدید فیزیکى همراه نیست . گاهی افراد بدون آگاهى دست به خشونت علیه کودک مى زنند. این روزها و پس از اتفاق های تلخی که برای تعدادی از دختربچه های ما افتاده، بحث های داغ و مختلفی درباره چرایی کودک آزاری و خشونت علیه ک ن در جامعه درگرفته است. اما من اینجا می خواهم از نوع کمتر دیده شده خشونت علیه ک ن حرف بزنم، آن هم خشونت سیستماتیکی است که ک ن ما گرفتارش هستند. مثلا نوع مواجهه سیستم آموزشى کشور با ک ن و نوجوانان. من نمى توانم اینجا خیلى موشکافانه و با جزییات بحث را باز کنم چون به هر حال همین موضوع هم بسیار گسترده است. به طور مصداقی و عینی به یک نمونه از این خشونت های سیستماتیک اشاره می کنید؟ مثلا مقوله کنکور. وجود چیزى به نام کنکور باعث شده هدف آموزش که باید آموزش مهارت هاى زندگى، بالندگى کودک و رشد فکرى و فرهنگى او باشد، تبدیل به ماشینى براى مواجهه موفق او با کنکور شود. تا یک دهه پیش شروع این فاجعه حدود سنین نوجوانى بود، اما امروز ما در دبستان ها هم این مساله را داریم. پدر و مادرها و معلمان، بى آنکه آگاه باشند، در هم دستى نامبارکى با برنامه هاى فشرده درسى در کودک ایجاد اضطراب و خستگى مى کنند و حق شادى و کودکى را از او مى گیرند. این خشونت پنهان علیه کودک است. چون تصور غالب در جامعه ما آن است که آموزش به معناى فرو اطلاعات در ذهن کودک است، در حالی که اطلاعات زیاد به هیچ وجه به معناى رشد و بالندگى نیست. در بیشتر موارد خلاقیت که یک رکن مهم رشد است قربانى می شود، چون خلاقیت در بستر آرامش، شادى و رهایى رشد مى کند و مجال بروز می یابد. ادامه دارد... منبع: سایت خانه امن



قسمت دوم

درخواست حذف اطلاعات

با این حساب مخاطب شما در الفبا افراد بزرگسال خانواده اند؟ بله. ما در الفبا با مادر و پدر، معلم، تصمیم گیران، فعالان فرهنگی حوزه کودک و عموم جامعه حرف می زنیم تا با هم شرایط زندگی و رشد ک ن را بهبود ببخشیم. های آموزشی هم درست در همین راستا قرار است تاثیرگذار باشند. هدف آموزش در عرصه های مختلف مربوط به کودکی است: تربیت، شناخت تن، پرهیز از کلیشه های تی، محیط زیست. انیمیشن ها جالبند. برای من که مادر یک کودک شش ساله هستم کاملا کاربردی بودند. برنامه بلند مدتی برای تولید یا صداگذاری انیمیشن های آموزشی دارید؟ بله. بازخوردها هم کلام شما را تایید می کنند. خودمان هم دوست داریم که بخش ها را به شکل حرفه ای تر و گسترده ای کار کنیم، چون مخاطب با آن ارتباط بهتری برقرار می کند و این مدیوم، تاثیرگذاری بیشتری نسبت به متن دارد. متاسفانه نبود امکانات و محدودیت های مربوط به کار داوطلبانه در ایران تا حدی دست وپایمان را بسته است. شاید چون هدف نهایی ما رساندن صدایمان به عموم جامعه است، برای همین است که تلاش می کنیم بخش رسانه تصویری الفبا را تقویت کنیم چه نهاد یا فردی شما را حمایت می کند؟ الفبا اسپانسری ندارد و به صورت داوطلبانه اداره می شود. توجه کنید که الفبا تنها به آسیب ها نمی پردازد، بلکه ما به مسائل مربوط به کودکی مثل آموزش و پرورش، امور فرهنگی و هنری مثل کتاب و سینما، آسیب های کودکی، فلسفه برای ک ن، مسائل مربوط به ک نی با نیازهای ویژه و … می پردازیم. ما سعی کرده ایم نگاه ویژه ای به مبحث کودک و ارتباط او با رسانه داشته باشیم. البته این کار آسانی نیست، چون وب سایت ما بدون بودجه اداره می شود. از چه دوره ای نسبت به آسیب ها و معضلات اجتماعی دغدغه جدی پیدا کردید؟ دغدغه های اجتماعی همیشه وجود دارند و نادیده گرفتن آنها آسان نیست. من فکر می کنم توانایی ندیدن آسیب های اجتماعی یک خاصیت ویژه باید باشد. هر انسانی که به حد متوسطی از تجربه زیست گروهی و بلوغ اجتماعی رسیده باشد، امکان نادیده گرفتن آسیب های اجتماعی را نخواهد داشت. حالا میزان این کنش اجتماعی در افراد مختلف تفاوت دارد. من می توانم بگویم از وقتی که خودم را شناختم به نوشتن و ادبیات علاقمند بودم، به حوزه فرهنگ به طور کلی علاقه داشتم و از دوران کودکی و به ویژه در نوجوانی به شکل جدی و متمرکزی درگیر فعالیت های فرهنگی در زمینه ادبیات و تئاتر شدم. رو مه نگاری فعالیت حرفه ای من شد و این حرفه با مسائل اجتماعی ارتباط فعال دارد. آسیب های اجتماعی به میزان تاثیرگذاری جایگاه متفاوتی دارند. به نظر شما کدام یک از معضلات، امروز زخم بیشتری ایجاد می کند؟ برای من دست کم در این برهه زمانی، بحث کودک مهم تر است. دلیلش آن است که کمتر به این موضوع پرداخته می شود. زمانی که وب سایت الفبا را راه اندازی ، تقریبا هیچ رسانه آنلاینی به شکل تخصصی به ک ن نپرداخته بود. در حال حاضر هستند رسانه هایی وابسته به برخی نهادها مثل کانون پرورش فکری و آموزش و پرورش که در حوزه ادبیات و فرهنگ کودک و نوجوان فعال هستند، یا رسانه های گروه های حامی کودک که تنها به آسیب های اجتماعی در حوزه کودک می پردازند. هدفتان به طور مشخص چیست؟ هدف ما در وب سایت الفبا بهبود و غنی سازی دوران کودکی است، توجه به جنبه های مختلف اجتماعی، روانی، تربیتی و فرهنگی زندگی ک ن. بازخورد هم گرفته اید ؟ خوشحالم که به ویژه از مخاطبان متخصص در حوزه کودک، بازخوردهای مثبت و انرژی بخش می گیریم. هم اینجا دوست دارم بگویم که تعدادی از همکاران نویسنده و مترجم ما، در واقع از جمع مخاطبان به گروه همکاران داوطلب الفبا پیوستند. این به نظر من اتفاق فرخنده و خوشایندی است. شما به عنوان یک کنشگر اجتماعی، تلاش داوطلبان و فعالان حقوق کودک را معنادار و موثر می دانید؟ بله. به نظرم آنها می توانند با هدف از بین بردن آسیب ها، اقدامات مختلفى انجام بدهند. باید صداى قربانیان را بلند کنند، کمک هاى افراد، گروه ها، سازمان ها و ت را به سوى آن آسیب اجتماعى خاص هدایت کنند، خلاءهاى قانونى که موجب ایجاد یا تشدید یک آسیب اجتماعى مى شود را بیابند و از طریق آموزش و فرهنگ سازی، رفع این موانع یا خلاءهاى قانونی را به خواست عمومى جامعه تبدیل کنند و براى همه این ها هم باید برنامه ریزى کنند، روش ها را به شکل علمى آسیب شناسى کنند و بهبود دهند. شما شرح وظایف فعالان مدنی را ذکر کردید، اما نگفتید که در ایران گروه های مختلف کنشگران اجتماعی، از همدلی و تعامل گروهی هم برخوردارند؟ آنها هر کدام هدف اصلى خود را پرداختن به یک دغدغه اجتماعى مشخص تعیین کرده اند و با اینکه در این راه ناگزیرند با هم تعامل، هم شى و کنش جمعی داشته باشند، اما متاسفانه با یک نگاه مختصر می توان فهمید که گروه های کنشگر اجتماعی در ایران چندان تعامل و هم دلی ویژه ای با هم ندارند. یک آسیبى که متاسفانه در فعالیت هاى گروه هاى کنشگران اجتماعى وجود دارد، وجود نوعى نگاه گعده اى، رقابتى و گاهى رانتى است. ( منظورم اینجا رانت ناشى از حضور یک فعال شناخته شده یا به اصطلاح سلبریتى است.) بارها مواجه شده ام با گروه هاى فعال ن که برخوردشان با رسانه های فعالان کودک و یا حتى فعالان دیگر حیطه های ن بسیار گزینشى و آن هم با سنجه هاى غیرحرفه اى و گاهی غیراخلاقى بوده است. به فعالان زن اشاره کردید. الفبا در مورد ن آسیب دیده هم فعالیت می کند؟ به گمانم بسیارى از آسیب هاى اجتماعى در هم تنیده هستند و روابط علت و معلولى پیچیده اى بین آنها برقرار است. به همین دلیل است که شما در بین پرسش ها مرتب از من مى خواهید که موضع و اولویت خودم را بین مسائل مربوط به ک ن و مسائل ن مشخص کنم. واقعیت این است که این دو به راحتى قابل تفکیک نیست. همانطور که گفتم هدفم را ایجاد رسانه اى حرفه اى براى پرداختن به امور کودک تعیین کرده ام. اما مگر مى شود از کودک گفت ولى با مسائل مربوط به مادران بیگانه بود و یا از کنار مباحث مربوط به ت، کلیشه هاى تى و آسیب هاى اجتماعى حوزه ن عبور کرد؟ نمى توان براى کنش اجتماعى حد و مرز موضوعى مشخص کرد. پی نوشت : برای استفاده از مطالب آموزشی الفبا به آدرس زیر مراجعه کنید وبسایت www.alephba.org کانال تلگرام :t.me/aleph_ba



چگونه کودک آزاری را تشخیص دهیم؟

درخواست حذف اطلاعات

درک رفتارهای کودک آزارانه و شناخت علائم آن ممکن است بسادگی میسر نباشد اما هوشیاری و آگاهی می تواند به بزرگسالان مسئول کمک کند کودکی که مورد سوء استفاده و آزار قرار دارد را از درد و رنج و مشکلاتی که تمام عمر گریبانگیرش خواهد بود شاید نجات دهند. در ابتدا توجه به اینکه بسیار مهم است که بر اساس کنوانسیون حقوق کودک هر فرد زیر ۱۸ سال کودک (یا نوجوان) محسوب می شود. هر یک از موارد زیر را که مشاهده کردید (یا اگر خود انجام دادید) کودک آزاری است یا دستکم احتمال کودک آزاری را مطرح می کند. کودک آزاری در کل چهار نوع دارد: عاطفی (روانی)، بدنی، و غفلت و بی توجهی. آزار جسمی: هر گونه لطمه یا آزار بدنی؛ هر نوع کتک زدن، تکان دادن شدید، سوزاندن، پرتاب و هل دادن، مسموم ، خفه و امثال آن. بعنوان یک قاعده کلی هر نوع آسیب یا لطمه ای در بدن که یکی از سه ویژگی زیر را داشته باشد باید احتمال کودک آزاری را مطرح کند: هر گونه علامت یا نشانه آسیب در بدن کودکی که توانایی حرکت ندارد (هنوز رشد نکرده یا دچار معلولیت است) در جایی از بدن که چنین آسیبی غیر معمول است، هیچ توضیح یا دلیل پزشکی برای آن وجود ندارد توضیح پدر و مادر/س رست درباره چگونگی ایجاد آسیب با ماهیت آن تطبیق ندارد یا منطقی به نظر نمی رسد (توجه به این موضوع برای پزشکان، کارکنان درمانی و معلمان بسیار مهم است.) پدر و مادر/س رست رفتاری مشکوک دارند، با تاخیر از پزشک یا کادر درمانی کمک خواسته اند یا اصلا کمک نگرفته اند، برای ترخیص کودک از بیمارستان عجله دارند و اصرار می کنند که با بچه خوب رفتار می کنند. پدر و مادر از هم جدا شده باشند و مراقبت از کودک گاهی بعهده همسر (یا /دختر) مادر یا پدر باشد. کودک اغلب غم زده، منزوی، ترسیده یا با بهت زدگی ناظر است یا ممکن است چیزی بگوبد که حاکی از آزار دیدن باشد علائم و نشانه های آزار جسمی توضیح؛ ویژگی ها کبودی کبودی یا اثر هر نوع شیء بر بدن مثلا قلاب کمربند، کبودی های متعدد، هم اندازه و هم شکل جای گاز گرفتن جای گاز گرفتن انسان (نه متعلق به کودک دیگر)، جای گاز گرفتن حیوانات (می تواند حاکی از غفلت و بی توجهی باشد) انواع زخم زخم های متعدد، قرینه، هم شکل در جاهای غیر معمول، جای طناب بر مچ دست و پا یا گردن سوختگی وقتی جای سوختگی شبیه یک شیء شناخته شده مثل اتو باشد؛ وقتی به نظر برسد علت، فرو عضو به زور در آب جوش است ش تگی ش تگی های متعدد در زمان های متفاوت، ش تگی های نهفته که در ع رادیولوژی دیده شود آسیب های سر و جمجمه بخصوص اگر در کودک زیر سه سال دیده شود، همراه با ش تگی های دیگر، خونریزی داخل چشم، آسیب ستون فقرات، اعضای داخلی و دهان اگر توضیح پزشکی نداشته باشد غفلت و بی توجهی انواع توضیح، ویژگی ها عدم رسیدگی و مراقبت درمورد نیازهای ضروری کودک (غذا، لباس، جای امن) نداشتن لباس، کفش و پوشش کافی، تکرر مشکلاتی مثل شپش سر یا گال، عدم رشد کافی متناسب با سن، بوی بد یا کثیف بودن کودک، نخوردن غذای کافی و مناسب، تنها گذاشتن کودک بدون مراقبت و س رستی، خانه کثیف و غیر بهداشتی، نبردن و شستشوی ناکافی، تصادف عدم رسیدگی های بهداشتی و درمانی و بی توجهی به سلامت کودک وا ن نزدن، ندادن دارو به کودک، عدم مراجعه به پزشک، مسمومیت کودک، گاز گرفتن حیوانات، در آب افتادن و خطر غرق شدن، پوسیدگی دندان، عدم رسیدگی به آموزش و فعالیت های فوق برنامه مدرسه نرفتن، غیبت زیاد از مدرسه، نبود فعالیت های مختلف در اوقات فراغت که مانع از رشد شناختی (هوش، مهارت های اجتماعی، تمرکز) کودک می شود نبود قاعده و قانون در خانه نداشتن استمرار در گذاشتن قاعده و اعمال آن، نبود برنامه خواب، غذا، درس و غیره منبع: حسام فیروزی ادامه دارد...



قسمت دوم

درخواست حذف اطلاعات

آزار روانی (عاطفی): این نوع آزار کمتر از انواع دیگر گزارش می شود یا شناسایی می شود اما بسیاری آن را شایع ترین نوع کودک آزاری می دانند. این نوع آزار معمولا با سه نوع آزار دیگر همراه است. ابتدا به انواع آزار روانی می پردازیم بعد به نشانه ها و علائم آن در کودک آزار دیده. آزار روانی (عاطفی): توضیح، ویژگی ها پرخاشگری و انتقاد بیش از حد: پدر و مادر فقط به رفتارهای نامناسب کودک توجه می کند و با خشونت و انتقاد به آن پاسخ می دهند، توانایی و شخصیت کودک را زیر سوال می برند و او را تحقیر می کنند آبروی کودک را جلوی دیگران می برند، ایجاد احساس بی اهمیتی و ناچیز بودن در کودک. نبود محبت و عاطفه و طرد کودک: در آغوش نگرفتن، عدم اظهار محبت کلامی و غیرکلامی، نداشتن رابطه صمیمانه و نزدیک، تبعیض گذاشتن بین خواهر یا برادرها. محرومیت از توجه: پاداش ندادن به رفتارهای مناسب کودک، نادیده گرفتن کودک، بازی ن با کودک، نداشتن همبازی، غیبت زیاد از خانه یا در دسترس نبودن پدر و مادر. ناهماهنگی و رفتارهای متناقض: خواسته های پدر با مادر با هم تناقض اساسی دارد، پدر یا مادر یک بار به رفتاری پاداش می دهند بار دیگر بشدت تنبیه می کنند، پدر یا مادر صبح خوش خلق هستند شب پرخاشگر و تندخو و کودک را طرد می کنند (مانع اعتماد کودک به والدین می شود) تهدید به ترک کودک: تهدید کودک (گاهی بعلت خطای جزئی) به بیرون انداخته شدن از خانه، سر راه گذاشتن، به یتیم خانه فرستادن، یا تهدید پدر و مادر که خود خانه را ترک می کنند (منجر به رابطه اضطر با والدین می شود) خواسته ها یا استرس های نامناسب: کتک خوردن مادر، خشونت خانگی، اعتیاد، انداختن گناه ها مثل طلاق به گردن کودک، استفاده از کودک برای رساندن پیام های خشن پدر و مادر به یکدیگر، زیر فشار گذاشتن کودک برای طرفداری از یکی از والدین، استفاده از کودک برای آشتی بین پدر و مادر، توقع اینکه کودک کارهایی را بعهده بگیرد که مناسب سنش نیست، مثل روبرو شدن با طلبکار. کودکی که از نظر روانی آزار می بیند رفتارهایی بروز می دهد که برای آنها دلیل پزشکی یا دلیل موجهی پیدا نمی شود، یا متناسب با سنش نیستند یا نشانه های عدم رشد کافی از جنبه های مختلف وجود دارد. علائم و نشانه های آزار روانی کودک رفتار کودک رفتار پدر و مادر/س رست کابوس های مکرر با مضامین مشابه طرد کودک اضطراب، رنج و غم شدید مقصر دانستن کودک برای هر چیز پرهیز از ارتباط با دیگران انتظارات و توقع نابجا و نامتناسب با سن کودک (رفتاری، تحصیلی، اجتماعی) انزوا و در دنیای خود بودن تهدید یا تنبیه نامناسب پرخاشگری استفاده از کودک برای برآوردن نیازهای خود رفتارهای نامتناسب با سن استفاده از کودک برای برآوردن آرزوهای دست نیافته خود ترسیده و نگران با عزت نفس پایین بی تفاوتی وقتی که باید به کودک توجه شود تکان دادن بدن به جلو غقب قرار دادن کودک در شرایط ترسناک، مثل شاهد خشونت خانگی بودن رفتارهایی برای جلب توجه یا محبت کمک ن به رشد مهارت های اجتماعی کودک صمیمیت بیش از حد با غریبه ها یا با پزشک و پرستار نگرانی از صحبت کودک با پزشک یا پرستار بدون حضور والدین/س رست بیش از حد چسبیدن به دیگران بدبینی به کودک رابطه نامناسب با ی که از او مراقبت می کند خشونت و پرخاش با کودک اطاعت افراطی واکنش های عاطفی نامناسب یا شدید که با سن تناسب ندارند و دلیل پزشکی هم ندارند گریه و قشقرق و جنجال در سن مدرسه خشم شدید بدون دلیل از دست دادن علاققه به چیزها یا کارهایی که کودک قبلا به آنها علاقه داشته گریه تسکین ناپذیر کودک بسیار کمتر از گذشته احساسات مختلف نشان می دهد و دیگر نمی تواند به دیگران ابراز علاقه کند مشکل تمرکز واکنش های نامعمول به حضور برخی بزرگسالان ادرار یا مدفوع در رختخواب (در حالی که این مشکل قبلا نبوده یا اینکه عمدا اتفاق می افتد)تنبیه برای شب ادراری حتی اگر پزشکان به پدر و مادر گفته باشند که غیر ارادی اتفاق می افتد مشکلات خوردن ( یدن یا پنهان غذا) عقب بودن رشد جسمی، روانی، عاطفی و کلامی واکنش نامناسب به معاینه پزشکی فرار خودآزاری و آسیب زدن به خود آزار : برای دختربچه ها بیشتر از پسربچه ها اتفاق می افتد، اما در پسربچه ها هم کم نیست. نکته مهم در رابطه رضایت هر دو طرف است. در فرد زیر پانزده سال در هر ح ی رابطه ، سوء استفاده است. رابطه فرد بالای هجده سال با فرد زیر هجده سال هم آزار است. آزار : علائم و نشانه ها: توضیحات مهم در پرانتز آورده شدند. ترشح، زخم و خونریزی و آسیب در ناحیه و بخصوص وقتی تکرار شود. (بدون وجود دلیل پزشکی)
عفونت ادراری مکرر. (بدون وجود دلیل پزشکی) پیدا شدن اشیا مختلف در یا باز بودن غیر عادی در حین معاینه پزشکی (بدون وجود دلیل پزشکی) هپاتیت بی یا زگیل بخصوص در کودکی که هنوز به سن رابطه یا زیر 15 سال سن نرسیده (وقتی که تزریق خون آلوده مطرح نیست) حاملگی در نوجوانی بیماری های ی وقتی کودک به سن رابطه نرسیده، خود آزاری، فرار، شب ادراری یا شب مدفوعی که قبلا وجود نداشته، خودآزاری و آسیب زدن به خود، رفتارهایی با مضامین که متناسب با سن نیست، پرخاشگری و خشونت بدون دلیل، انزوا، در خود رفتن، سکوت و تلخی، از دست دادن دوستان، خودداری از مدرسه رفتن، اقدام به خودکشی، همیشه نگران و گوش بزنگ است و با کوچکترین صدا یا اتفاقی پریشان می شود. در ایران برای کمک گرفتن از متخصصان و سازمان های مسئول در مورد کودک آزاری می توانید با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید، یا با صدای یارا (خط تلفنی انجمن حمایت از حقوق ک ن). دادستانی تهران هم شماره تلفنی را برای گزارش موارد کودک آزاری اعلام کرده و در استان های دیگر هم با بهزیستی یا دادستانی استان می توان تماس گرفت.



روان بیمار

درخواست حذف اطلاعات

سلام. نمی دونم جای درستی دارم می نویسم یا نه؟ فکر می کنم اگر پیام من رو هم ثبت کنین شاید به درد انی بخوره که مشکلاتی مثل من دارن.
پنجاه و پنج ساله هستم و دو تا بچه ی بزرگ دارم. خارج از کشور زندگی می کنم و به تازگی از شوهرم جدا شدم. خاطره ی تلخ من مربوط به پنجاه سال پیش، بعد از فوت مادرم و زمانی هست که با پدر و خواهرم و شوهرش یک جا زندگی می کردیم. شوهر خواهرم بیست و پنج ساله بود.
این مرد کثیف و بیمار روانی عادت بسیار بدی داشت که متاسفانه گریبانگیر من شد. نمی دونم با خواهرم چه می کرد و با وجود سن کم همیشه نگران او هم بودم.
اولین بار پنج سالم بود. تنها بودیم. عمدآ در دستشویی رو باز گذاشت و جلوی چشم من ادرار کرد! بار اولم بود بدن یک مرد رو می دیدم. با شوک و حیرت چند ثانیه نگاه تا خودم رو جمع کنم و از جلوی در فرار کنم و همین بهانه ای شد برای بار بعد. بار دوم وقتی خواهرم بود و پدرم در حیاط باغبانی می کرد، جلوی شلوارش رو باز کرد و بدنش رو به من نشون داد! من با وحشت زیاد به حیاط دویدم ولی به هیچ چیزی نگفتم چون می دونستم که خودم تنبیه میشم و فکر می همه سرزنشم میکنن که چرا بار اول چند ثانیه طول کشید تا فرار کنم. بعد از چند بار نشان دادن خودش به من، انگار دیگه این قضیه راضی اش نمی کرد شروع کرد به آلوده خوراکی های من. هر چه دستم بود می گرفت، به خودش می مالید و به من پس می داد. من بارها خوراکی ها رو دور انداختم ولی گاهی نمی شد. مثلاً روزی پدرم به من بستنی داد، لحظه ای رفت در رو برای خواهرم باز کنه و در این مدت کوتاه ، این مرد کثیف بستنی من رو با بدن خودش آلوده کرد و دوباره جلوی من گذاشت. وقتی پدرم برگشت بستنی هنوز جلوی من بود. مدام می گفت بخور تا آب نشده... و من مجبور شدم تا آ بستنی رو بخورم. یک روز وقتی که هفت ساله بودم، چند لیوان شربت برای همه درست کرد و به من هم داد. من که حدس می زدم این شربت آلوده باشه دست دست می و نمی خوردم که باز پدرم چشم غره رفت که احترام بگذارم و دست دامادش رو رد نکنم. غروب لحظه ای از کنار من رد شد و گفت: میدونی توی شربت تو ادرار کرده بودم؟! بعد از اون روز من تقریباً هیچی نمی خوردم ، همیشه شک داشتم که تمیز باشه. شب ها کابوس می دیدم و به طرف اون مرد نگاه نمی . تلاش می به خودم وانمود کنم که در خانه ی ما نیست، با ما زندگی نمی کنه و وجودش رو در ذهنم نفی می . هر چیزی به نظر من مشکوک بود و بو و مزه ی ادرار می داد. هنوز بعد 50-40 سال، گاهی در حافظه ام طعم دهشت بار ادرار حس می کنم. فاجعه ی اصلی بعد مرگ پدرم شروع شد که من با خواهرم و او تنها شدم. روز به روز بیشتر ضعیف و لاغر می شدم. خواهرم به شدت نگران من بود و دایم منو می برد ولی من نمی تونستم به ی بگم... ی باور نمی کرد. اونقدر این مرد ظاهر خوبی داشت و اونقدر رفتارش غلط انداز بود که امکان نداشت ی حرف منو بپذیره. از صبح تا عصر که اداره بود راحت بودم ولی با این حال بارها و بارها می شد که من و او تنها بودیم. خواهرم میگرن داشت و خیلی پیش میومد که بخوابه و ما رو تنها بذاره. ده سالم بود که یک روز وقتی خواهرم خواب بود و من در حال بازی بودم اومد سراغم و گفت اگر صدات در بیاد خواهرتو توی خواب خفه می کنم! من از ترس این بدبختی ت شدم. منو با خودش به زیرزمین برد و در رو بست. روی صندلی نشست و منو بین پاهاش نشوند و ش رو بیرون آورد و وادارم کرد به ... دهانی. هرگز یادم نمیره، وحشت و فشار و واهمه ای که از خفه شدن داشتم و بوی بد بدنش و ش و نگرانی اینکه کوچکترین ص از من در نیاد که بلایی سر خواهرم بیاره. اما بلافاصله بالا آوردم... با عصبانیت چند ضربه به سر و صورتم زد که پیژامه اش رو کثیف . گریه می ولی خفه و بیصدا. فک و دهان و گردنم همه درد می کرد... ح خفگی بهم دست داده بود و دلم می خواست میمردم. بلند شد و گفت اگر ی بفهمه، اول خواهرتو می کشم بعد میرم زندان. سه بار دیگه با من این کار رو کرد و من از ترس خواهرم ت مونده بودم. بار آ که شاید اگر خواهرم نمی رسید منو به قتل هم می رسوند. خواهرم رفته بود به همسایه ی مریضمون سر بزنه و اون داشت توی باغچه کار می کرد. من از مدرسه برگشتم و فکر خواهرم توی ساختمونه. اون پشت سر من از حیاط اومد و منو به زور برد توی و خواست کارهای همیشگی رو ه. داشت تلاش می کرد که منو دوباره وادار به عمل بیمار گونه اش کنه که... (خانم عزیز، این قسمت از نوشته تون حذف شده ولی میشه با در نظر گرفتن جمله ی قبلیتون حدس زد که خواهرتون از راه رسیده و خوشبختانه متوجه ماجرا شده و شما رو از دستش نجات داده) دیگه گفتن نداره که چطور خواهرم ازش جدا شد و مهم نیست او چه شد. من از همون سال پیش مادر بزرگم زندگی . تمام خواستگارهای خودمو رد می ، از تمام مردها نفرت داشتم، همه شون به نظرم کثیف و غیر عادی میومدن. توان تنها بودن با هام رو نداشتم. همیشه کابوس می دیدم. خیلی طول کشید تا شوهرم رو به عنوان یک انسان عادی و پاک پذیرفتم ولی جز خواهرم که سر رسیده بود و حالا که برای شما میگم، هیچ چیزی درینمورد نمیدونه. شاید اگر شهامت می و همون بار اول همه چیزو به پدرم می گفتم کار به اینجا نمی رسید که بعد از این همه سال نتونم یک شب خواب آرام بی کابوس داشته باشم. همیشه برای بچه هام نگرانم حتی الآن که بزرگ هستن و می ترسم گرفتار آدمهای بیمار بشن و رنج ببرن. کاش به بچه هامون یاد بدیم که حرف بزنن و سکوت نکنن و فکر نکنن که در اینطور قضایا خودشون مقصرن. ده سال پیش من با یک خانم روانشناس در کشوری که هستم آشنا شدم و پیش ایشون یاد گرفتم که چطور برای خودم ارزش قایل باشم و همیشه خودمو مقصر ندونم و از خودم دفاع کنم. تلاش همین رو به بچه هام هم یاد بدم و امیدوارم موفق شده باشم. سکوت در چنین مواردی، به شخص مجرم قدرت روحی بیشتری میده که کارهای کثیفش رو تکرار کنه. سال ها گذشت تا من به چنین تفکری برسم. امیدوارم بچه ها همه زودتر از من یاد بگیرن که دیگران رو در جریان مشکلاتشون بذارن.



خشونت علیه معلولان، بیشتر و پنهان تر

درخواست حذف اطلاعات

موسی برزین: برخی تحقیقات و گزارش ها نشان می دهند افراد معلول بیش از افراد سالم مورد خشونت قرار می گیرند. به عنوان مثال، نتایج تحقیقی که سازمان بهداشت جهانی انجام داده است بیانگر آن است که ک ن معلول تقریبا چهار برابر ک ن سالم مورد خشونت قرار می گیرند.(۱) همچنین کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در گزارشی با عنوان «مطالعه موضوعی خشونت علیه ن و دختران و معلولان» که در ماه مارس سال ۲۰۱۲ به شورای این سازمان ارائه داد، جوانب مختلف خشونت علیه ن معلول را بررسی و به نتایجی در مورد آمار چشمگیر این نوع خشونت اشاره کرد.(۲) بالا بودن خشونت علیه ن و دختران معلول نسبت به افراد سالم حتی مورد اشاره کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت نیز قرار گرفته، به طوری که در مقدمه آن آمده است: « ن و دختران دارای معلولیت غالباً در معرض خطر بیشتری هم در درون و هم در بیرون خانه هستند و مورد خشونت، آسیب، یا سوء استفاده، غفلت یا برخوردهای ناآگاهانه، سوء رفتار یا استثمار قرار می گیرند.»(۳) اینکه چرا افراد معلول به ویژه ن و دختران دارای معلولیت بیشتر از دیگران مورد سوء استفاده و خشونت قرار می گیرند اما می تواند دلایل مختلفی داشته باشد: ناتوانی های جسمی برای دفاع از خود یا فرار از موقعیت های خشونت بار، عدم درک کافی از ت و مسائل به ویژه در معلولان ذهنی، وابستگی به دیگران در امور روزمره، فقدان شغل و درآمد مناسب، عدم درک کافی از بهره کشی و استثمار و … از جمله دلایلی هستند که معلولان را بیشتر در معرض خشونت خانگی قرار می دهند. گرچه میزان بالای خشونت علیه ن و ک ن معلول امری مشخص است، اما بدون شک می توان گفت خشونت خانگی علیه ن و دختران معلول پدیده ای ست که به راحتی نمی توان به میزان آن پی برد زیرا از یک طرف خشونت خانگی فی نفسه پدیده ای ست که در بسیاری موارد در خانه پنهان می ماند و از طرف دیگر وقتی این خشونت علیه یک معلول اتفاق بیفتد، درجه و میزان مخفی ماندن آن بسیار بیشتر می شود به این خاطر که معلولان به دلیل شرایط جسمی یا ذهنی توان آشکارسازی آن را ندارند. بنابراین از یک طرف خشونت خانگی علیه ن و ک ن معلول نسبت به دیگر افراد بیشتر است و از طرف دیگر این نوع خشونت نسبت به دیگر خشونت ها مخفی تر می ماند. به همین دلیل شاید بتوان گفت خشونت خانگی علیه معلولان تاریک ترین نوع خشونت است. این امر باعث می شود که معلول در معرض خشونت قرار گرفته، نتواند از این خشونت رها شود و چه بسا ممکن است در تمام عمر خود تحت خشونت خانگی باقی بماند. اسناد بین المللی در برخی اسناد بین المللی و منطقه ای به طور مستقیم یا غیر مستقیم به خشونت علیه افراد معلول اشاره شده است. کنوانسیون حقوق کودک، کنوانسیون رفع تمامی اشکال تبعیض علیه ن، کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت، اعلامیه جهانی حقوق کودک، کنوانسیون منع شکنجه و سایر مجازات ها یا رفتارهای تحقیرآمیز غیر انسانی و ظالمانه و کنوانسیون بین المللی حمایت از حقوق تمامی کارگران مهاجر و اعضای خانواده های آنان، از جمله اسنادی هستند که به حقوق معلولان و مبارزه با خشونت علیه آنان اشاره کرده اند. مهم ترین این سندها که مستقیما پدیده خشونت علیه معلولان را مورد توجه قرار داده است کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت است. این کنوانسیون ت ها را موظف کرده است با خشونت علیه معلولان مبارزه کرده و تد ر لازم در این زمینه را بین ند. ماده ۱۶ این کنوانسیون: ۱- ت های عضو، تمامی تد ر قانونی، اداری، اجتماعی و آموزشی یا سایر تد ر مناسب را برای حمایت از افراد دارای معلولیت در درون و بیرون از خانه در برابر تمامی اشکال استثمار، خشونت و سوء استفاده از جمله در مورد جنبه های مبتنی بر ت اتخاذ خواهند کرد. ‎‎‎۲- ت های عضو تمامی تد ر مناسب را برای جلوگیری از تمامی اشکال استثمار، خشونت و سوء استفاده از طریق تضمین مواردی از جمله اشکال مناسب کمک های حساس تی و سنی و حمایت از افراد دارای معلولیت و خانواده ها و مراقبان آنها از جمله از طریق ارائه اطلاعات و آموزش در مورد چگونگی پرهیز، شناسایی و گزارش در مورد نمونه هایی از استثمار، خشـونت و سوء استفاده نیز اتخاذ خواهند کرد. ت های عضو تضمین خواهند کرد که خدمات حمایتی نسبت به سن، ت و معلولیت از حساسیت برخوردارند. ‎‎‎۳- ت های عضو تضمین خواهند کرد که مقامات مستقل به منظور جلوگیری از وقوع تمامی اشکال استثمار، خشونت و سوء استفاده، به طور مؤثر بر تمامی تسهیلات و برنامه های طراحی شده برای خدمت به افراد دارای معلولیت نظارت کنند. ‎‎‎۴- ت های عضو تمامی تد ر مناسب از جمله ارائه خدمات حمایتی را برای ارتقای فیزیکی، شناختی، بهبود روانی، توان بخشی و پیوستن مجدد اجتماعی در مورد افراد دارای معلولیت که به نوعی قربانی استثمار، خشونت یا سوء استفاده شده اند، اتخاذ خواهند کرد. بهبود و توان بخشی مزبور در محیطی به وقوع خواهد پیوست که بهداشت، رفاه، عزت نفس، شأن و استقلال فرد را پرورش می دهد و نیازهای خاص تی و سنی را در نظر می گیرد. ‎‎‎۵- ت های عضو، قوانین و سیاست هایی مؤثر شامل قوانین و سیاست های متمرکز بر ن و ک ن را اتخاذ خواهند کرد تا تضمین کنند که به موارد استثمار، خشونت و سوء استفاده از افراد دارای معلولیت رسیدگی شده و افراد خاطی در موقع مقتضی تحت پیگرد قرار می گیرند.» ادامه دارد... منبع: سایت خانه امن



قسمت دوم

درخواست حذف اطلاعات

حقوق ایران در حقوق ایران برخی قوانین و مقررات در حمایت از معلولان مشاهده می شود اما از طرف دیگر در برخی قوانین بعضا مقررات تبعیض آمیز و نادیده گرفتن وضعیت معلولان نیز مشاهده می شود – قوانین حمایت گر قانون جامع حمایت از معلولان مصوب ۱۳۸۳ مهم ترین قانون داخلی در مورد معلولان است. این قانون هر چند برخی از مشکلات معلولان را مورد توجه قرار داده است اما نتوانسته گامی کافی و موثر برای احقاق حقوق معلولان بردارد. در این قانون مطلقا به خشونت علیه معلولان اشاره ای نشده است. قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی مصوب ۱۳۸۳ نیز موازینی را در حمایت از معلولان پیش بینی کرده است. علاوه بر این قوانین، ت ایران در سال ۱۳۸۷ کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت را امضا کرده و متعهد شده است آن قسمت از کنوانسیون را که مغایر با قوانین داخلی نباشد اجرا کند. همان طور که در مبحث قبلی بدان اشاره رفت ماده ۱۶ کنوانسیون فوق حاوی مطالبی در مورد خشونت علیه معلولان است. با این وصف ت ایران موظف است موازینی که در این ماده آمده است را رعایت کرده و تد ر لازم را برای مبارزه با انواع خشونت علیه معلولان به ویژه خشونت خانگی علیه ن معلول اتخاذ کند. – ضعف قوانین ۱- تبعیض در مجازات جرم علیه معلول ذهنی بر اساس قوانین کیفری ایران جرم علیه مجنون مقرراتی متفاوت با جرم علیه افراد سالم دارد. قانون مجازات ی یکی از شرایط قصاص را تساوی در عقل عنوان کرده است. بر طبق ماده ۳۰۱ این قانون: «قصاص در صورتی ثابت می شود که مرتکب، پدر یا از اجداد پدری مجنیٌ علیه نباشد و مجنیٌ علیه، عاقل و در دین با مرتکب مساوی باشد.» ماده ۳۰۵ نیز در ادامه بیان کرده است که: «مرتکب جنایت عمدی نسبت به مجنون علاوه بر پرداخت دیه به تعزیر مقرر در کتاب پنجم تعزیرات نیز محکوم می شود.» با توجه به این مقرره اگر فردی یک شخص مجنون را به قتل برساند یا مرتکب جنایت عمدی علیه او شود، همانند قتل و جنایت علیه افراد سالم برخورد نشده و این فرد قصاص نمی شود. به عبارتی قانونگذار م ن افراد سالم و افرادی که دارای معلولیت ذهنی هستند تفاوت قائل شده است و حقوق کمتری برای افراد دارای معلولیت ذهنی به رسمیت شناخته است. این قانون اما از لحاظ عقلی و حقوقی قابل پذیرش نیست و همچنین زمینه را برای اعمال جنایت علیه افراد دارای معلولیت ذهنی فراهم می کند: بر چه اساسی اگر فردی علیه یک شخص سالم جنایت کند قصاص می شود اما اگر علیه فرد دارای معلولیت ذهنی جنایت کند فقط به دیه و حبس کوتاه مدت احتمالی که در اختیار قاضی است محکوم می شود؟ این مقرره خلاف اصول و تعهدات ایران در قبال جامعه بین الملل است. اما بند دوم ماده ۵ کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت که ایران آن را امضا کرده و در مجلس به تصویب رسانده است ت ها را موظف به حمایت حقوقی از معلولان و رفع تبعیض علیه آنان کرده است. ۲- تعریف نشدن کامل و صحیح معلولیت ذهنی یا جنون در حقوق کیفری ایران جنون یا معلولیت ذهنی تعریف نشده و صرفا در ماده ۱۴۹ قانون مجازات ی پیش بینی شده است که: «هر گاه مرتکب در زمان ارتکاب جرم دچار اختلال روانی بوده به نحوی که فاقد اراده یا قوه تمییز باشد، مجنون محسوب می شود و مسئولیت کیفری ندارد.» همان طور که مشاهده می شود معیار تشخیص جنون در حقوق ایران فقدان قوه تمییز و اراده است. به نظر می رسد کلی گویی و عدم تعریف بر اساس موازین علمی باعث می شود تا در تشخیص اینکه چه شخصی دارای جنون است اختلاف حاصل شود و از این رو قطعا ممکن است افراد دارای معلولیت ذهنی در برخی موارد صاحب اراده و قوه تمییز شناخته شده و همانند دیگر افراد با آنان برخورد شود. از طرف دیگر منظور از جنون در حقوق ایران همان مفهوم فقهی آن به معنای فقدان اراده است در حالی که در علم پزشکی و روان شناسی، معلولیت ذهنی ممکن است فراتر از مفهوم فقهی آن باشد. به همین دلیل لازم است قانونگذار به جای واژه جنون از عبارت علمی استفاده کرده و با استفاده از موازین علمی آن را تعریف کند. ۳- اعتبار ناکافی نظریه متخصصان قطعا تشخیص معلولیت ذهنی عملی تخصصی و مرتبط با علوم پزشکی و روان شناسی است. در حقوق ایران قاضی برای تشخیص جنون لازم است نظریه پزشکی قانونی را اخذ کند اما نظریه متخصصان پزشکی قانونی صرفا یک نظریه کارشناسی محسوب شده و قاضی موظف به پیروی از آن نیست. به عبارتی قاضی که هیچ تخصصی در امور پزشکی ندارد می تواند برخلاف نظریه متخصصان پزشکی قانونی عمل کرده و حکم دهد. این مقرره احتمال تضییع حقوق معلول ذهنی و مجازات شدن او را افزایش می دهد. ۴- عدم توجه به شدت و ضعف معلولیت ذهنی در حقوق ایران مسئولیت کیفری نسبی پیش بینی نشده است. یعنی مجرم یا مسئولیت کامل داشته یا هیچ مسئولیتی ندارد. در راستای همین سیاست افراد معلول ذهنی نیز یا مجنون کامل بوده و هیچ مسئولیتی ندارند یا مجنون نبوده و مانند دیگر افراد مسئولیت دارند؛ در حالی که معلولیت ذهنی دارای درجات و شدت و ضعف است. به عبارتی قوانین ایران فقط جنون کامل را سبب رفع مسئولیت دانسته اند و هیچ تخفیفی در مجازات افرادی که به صورت کامل مجنون نبوده اما دارای اختلالات روانی هستند، قائل نشده است در حالی که لازم بوده مسئولیت نسبی نیز پیش بینی شده و افرادی که ممکن است در زمان ارتکاب جرم کاملا بی اراده نبوده اما معلول ذهنی محسوب می شوند، حداقل از تخفیفاتی برخوردار می شدند. بر اساس یک تحقیق انجام شده از مجرمان محکوم به قتل عمد در تهران که در سال ۷۹ تا ۸۰ انجام شده است، ۸۷ درصد از این مجرمان دارای نوعی از اختلالات روانی بوده اند. (محمدعلی هادی، مریم جلیلوند و منصور صالحی، فراوانی اختلالات روانی در مجرمان قتل عمد، فصل نامه رفاه اجتماعی، سال پنجم، شماره ۲۰) چه بسا برخی از این افراد اختلالات روانی مزمن و شدید داشته اند حال آنکه به طور کامل مجنون نبوده اند. در این وضعیت با این گونه افراد همانند افراد سالم برخورد شده و هیچ گونه تخفیفی در مجازات آنها اعمال نشده است. به عبارتی درجه شدت و ضعف معلولیت مورد توجه قانونگذار قرار نگرفته است و این در حالی است که در قوانین کیفری سال ۱۳۵۷، مسئولیت کیفری افرادی که به صورت نسبی دارای معلولیت ذهنی بوده اند به رسمیت شناخته شده بود. در ماده ۳۶ قانون مجازات عمومی اصلاح شده در سال ۱۳۵۲ مقرر شده بود انی که به طور کامل معلول ذهنی هستند مسئولیت کیفری نداشته باشند و مجرمانی که به صورت نسبی معلول هستند، مسئولیت کامل نداشته و در مجازات آنها تخفیف داده شود. متاسفانه پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران در راستای شرعی قوانین، تقسیم بندی معلولیت ذهنی به مطلق و نسبی از بین رفت و انی که به صورت نسبی اختلال روانی داشتند از چتر حمایت قانونگذار خارج شدند. ۵- فقدان آیین دادرسی ویژه در جرایم معلولان ذهنی در حقوق ایران هیچ تدبیر حمایت کننده و ویژه ای برای رسیدگی به جرایم معلولان ذهنی دیده نمی شود و این معلولان در صورت ارتکاب جرم در همان دادگاهی محاکمه می شوند که افراد دیگر محاکمه می شوند. قضات رسیدگی کننده به پرونده معلولان ذهنی آموزش لازم را ندیده اند و قضات ویژه محسوب نمی شوند. قانونگذار حضور متخصصان در جلسات بازجویی و رسیدگی را پیش بینی نکرده است در حالی که وضعیت متهمی که معلولیت ذهنی دارد، اقتضا می کند نحوه رسیدگی متفاوتی برای آن پیش بینی شود. قانون آیین دادرسی کیفری صرفا در تبصره ۲ ماده ۱۳ در موارد محدودی که جنون در حین رسیدگی حادث شود پیش بینی کرده است که دادگاه برای متهم تسخیری انتخاب کند. عدم پیش بینی تد ر ویژه برای رسیدگی به پرونده افراد دارای معلولیت ذهنی اما با تعهدات ایران نیز در تعارض است. به عنوان مثال بند ۳ ماده ۱۲ کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت که ت ایران به آن پیوسته، مقرر کرده است: « ت های عضو تمامی تد ر مناسب برای دسترسی افراد دارای معلولیت به حمایت هایی که ممکن است آنها در اعمال ظرفیت های قانونی شان بدان نیاز داشته باشند، اتخاذ می کند.» ۶- عدم توقف اجرای مجازات و رسیدگی در برخی از جرایم در حقوق ایران برخورد با افراد دارای معلولیت در سه مرحله قابل بررسی است: مرحله اول زمان ارتکاب جرم است. اگر فردی که مجنون یعنی معلول کامل ذهنی بوده است مرتکب جرم شود، مسئولیت کیفری نداشته و مجازات نمی شود. مرحله دوم زمان رسیدگی است. اگر متهم در زمان ارتکاب جرم سالم بوده اما در حین رسیدگی و قبل از صدور حکم قطعی مجنون شود. اگر متهم در این مرحله مجنون شود چنانچه جرم ارتک از جرایم تعزیری و جرایم حدودی باشد که جنبه خصوصی ندارند، تعقیب و محاکمه تا زمان بهبودی متهم متوقف می شود اما در جرایم قصاص و برخی حدود و جرایمی که جنبه خصوصی دارند، محاکمه متوقف نشده و ادامه خواهد داشت. به عنوان مثال اگر ی مرتکب قتل شود و پس از آن مجنون شود، همانند افراد سالم محاکمه شده و نسبت به ایشان رای صادر می شود (ماده ۱۵۰ قانون مجازات ی). با توجه به اینکه آیین دادرسی ویژه ای برای رسیدگی به جرایم معلولان ذهنی پیش بینی نشده است و از آنجا که شخص معلول ذهنی به هر حال توان دفاع از خود را ندارد، می توان نتیجه گیری کرد که این مقرره می تواند حقوق متهم معلول را تضییع کرده و او را در معرض قصاص و قرار دهد. از سوی دیگر وابسته توقف محاکمه به نوع جرم فاقد مبنای عقلی و حقوقی است. مرحله سوم مرحله اجرای مجازات است. بر اساس قوانین ایران اگر محکوم علیه پس از صدور حکم قطعی مجنون شود در حالی که محکوم به یک جرم تعزیری شده باشد، مجازاتش تا زمان بهبودی متوقف می شود (ماده ۵۰۳ قانون آیین دادرسی کیفری)، اما اگر محکوم علیه پس از صدور حکم قطعی در جرایم حدی و قصاص مجنون شود، مجازات اجرا خواهد شد (تبصره ۱ ماده ۱۵۰ قانون مجازات ی). با این وصف چنانچه فردی به عنوان مثال به اتهام قتل یا محاربه به محکوم شده باشد و سپس مجنون شود، در ح جنون اجرا خواهد شد. ۷- عدم توجه به وضعیت افراد دارای معلولیت ذهنی در زندان همان طور که پیشتر اشاره شد افرادی که به طور نسبی فاقد قوه تمیز بوده یا اختلالات روانی نسبی دارند همانند افراد عادی دارای مسئولیت کیفری هستند. از این رو همواره تعداد قابل توجهی از این گونه افراد در زندان های کشور تحمل حبس می کنند. در قوانین ایران گرچه پیش بینی شده است که مقامات قضایی می توانند فرد دارای اختلال روانی را به مراکز نگهداری یا درمانی منتقل کنند، اما در عمل این افراد معمولا در زندان ها تحمل کیفر می کنند. از سوی دیگر در برخی زندان ها بند ویژه برای نگهداری محکومان دارای معلولیت ذهنی وجود ندارد و این افراد در کنار سایر زندانیان نگاهداری می شوند. همچنین امکانات ویژه رفاهی و درمانی برای این دسته از زندانیان وجود ندارد که این امر طبعا باعث تشدید بیماری آنان خواهد شد. در نهایت اینکه زندانی فردی که دارای اختلال روانی است، به نظر خالی از فایده می رسد. ● پانویس ۱- ک ن معلول چند برابر ک ن سالم قربانی خشونت می شوند؟ ۲- thematic study on the issue of violence against women and s and disability ۳- کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت



کودک آزاری مدرن زیر سایه والدین خیلی مهربان و سخت گیر!

درخواست حذف اطلاعات

این گفتگو با موضوع بررسی وضعیت کودک آزاری و پیشگیری از آن با جناب اقای سعید صادقی روانشناس و معاون امور اجتماعی بهزیستی استان اصفهان انجام شده است. ضمن تشکر از ایشان مطالب گفتگو به شرح ذیل ارائه می گردد. ۱ – تعریف شما از کودک آزاری چیست و وضعیت کودک آزاری را در ایران چگونه ارزی می کنید؟ کودک آزاری بخشی از یک مشکل یا آسیب اجتماعی بنام خشونت خانگی است و بعنوان یکی از وضعیت های قابل بررسی و اولویت دار بسیاری از ت ها و نهاد های بین المللی است . خشونت خانگی طیفی از رفتارهای آسیب رسان را در بر می گیرد که شامل همسر آزاری ، کودک آزاری ، سالمند آزاری ، و …. می باشد ولی بدلیل عوارض شدید جسمانی – روانی – اجتماعی و حتی فرهنگی و آموزشی در اکثر معاهدات بین المللی و چشم انداز های مربوط به برنامه های سلامت روان، کودک آزاری در اولویت برنامه های پیشگیرانه و ملاحظات تخصصی قرار می گیرد و در برگیرنده گروههای سنی دختر و پسر زیر ۱۸- ۰ سال می باشد . در کشور ما بدلایل گوناگون این موضوع مورد امعان نظر مسئولین حوزه سلامت در ابعاد جسمانی و روانی و حتی متولیان امور اجتماعی قرار گرفته است هر چند آمار دقیقی در این مورد بطور رسمی وجود ندارد ولی به نظر می رسد بتوان با ایجاد یک شبکه ثبت یکپارچه ، موارد کودک آزاری بویژه در حوزه های پزشکی قانونی و بیمارستانی و اورژانس اجتماعی بهزیستی کشور و حتی قوه قضاییه اطلاعات منجسم گرد آوری نمود ، کودک آزاری یک واقعیت اجتماعی انکار ناپذیر تلقی می گردد به چند د لیل : • کودک آزاری فرآیندی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود بدین معنا که کودکی که امروز آزار می بیند و مورد حمایت و درمان قرار نگرفته فردا خود به رفتارهای آزار گرانه و ضد اجتماعی مبادرت خواهد نمود . • گاهی اوقات موارد کودک آزاری بویژه در حوزه های جسمانی باعث بروز آسیب های جدی و معلولیت های شدیدی می گردد که هزینه های آن سر سام آور است . • کودک آزاری واقعیتی است که بیانگر وجود مشکلات روانی اجتماعی در حوزه خانواده و اجتماع می باشد و می تواند بعنوان شاخصی از ناکار آمدی سیستم سلامت روان و حمایت ها و مراقبت های لازم از ک ن باشد. • در پیمان نامه جهانی حقوق کودک که ت ایران نیز آن را امضا نموده ت ها متعهد شده اند که در برابر آسیب های وارده به ک ن از آنان محافظت نمایند بنابراین بعد حقوقی و بین المللی آن نیز اهمیت پرداختن به آن را دو چندان ساخته است. • در آموزه های دین و سیره اعظم (ص) ائمه اطهار (علیه السلام ) و روایات متعددی بر رعایت حقوق کودک حتی از بدو انعقاد نطفه تا تولد و نامگذاری نیکو و تربیت صحیح و … شده است که و ظیفه و تکلیف شرعی ما را ضروری می سازد. • ایجاد حساسیت های اجتماعی و پرداختی رسانه ها به این موضوع که گاهی اوقات کودک آزاری موجب مرگ هم شده است باعث بروز نگرانی و فشار افکار عمومی برای پیشگیری این مسئله شده است. ۲ – به نظر شما چه نوعی از کودک آزاری در کشور ما شایع می باشد؟ کودک آزاری اقسام مختلفی دارد که شامل جسمانی ، عاطفی و روان شناختی ، و غفلت است. برای مثال تنبیه بدنی شدید ، سوزاندن اندام ها و …. جسمانی تلقی می شود و ترساندن کودک ، داد زدن بر سر او ، تبعیض و ….روان شناختی و درگیر کودک در فعالیت های بزرگسالان ، تصاویر مستهجن ، آزار و بی تفاوتی نسبت به رفع نیازهای کودک ، عدم ایجاد شرایط لازم برای رشد و تکامل یکپارچه او... نوعی غفلت محسوب می شود. با این احتساب به نظر می رسد باشد . ولی حساسیت اجتماعی و شواهد قابل روئیت در تمامی دنیا بر روی آزار های جسمی و است که این موضوع در رسانه ها نیز انعکاس بیشتری دارد و حتی به لحاظ قانونی و قضایی نیز قابل اثبات تر می باشد . ۳ – ضمانتهای اجرایی قوانین مرتبط با کودک آزاری را در کشورمان چگونه ارزی می کنید؟ در چند سال گذشته بدلیل افزایش آگاهیهای عمومی و تغییر دیدگاه مسئولین در حوزه های اجرایی ، قضایی و حتی پلیسی اهمیت دادن به این بحث شایعتر و عملیاتی تر گردیده است و وفاق و هم شی بیشتری بین مسئولین برای طراحی برنامه های پیشگیری و حتی ارائه مداخلات تخصصی به ک ن در معرض خطر یا پر خطر قوت و سرعت گرفته است . هر چند تغییر قوانین می تواند بر اساس نیازهای فعلی در مسئله ک ن آزار دیده بر آیند کار را منطقی تر سازد برای نمونه را ه اندازی اورژانس های اجتماعی در کشور توسط سازمان بهزیستی و اختصاص خط تلفن شبانه روزی ۱۲۳ گام مهمی بوده است . اما هنوز بایستی با دیدگاه واقعبینانه تری به این مسئله نگاه کرد . برگزاری جلسات مشترک هم شی و هم افزایی کارشناسان ، اورژانس پزشکی ، قضات و سازمان های مردم نهاد نیز موجب افزایش توانمندی در این زمینه ها شده است . منبع: بانک اطلاعات آسیب های اجتماعی
ادامه دارد...



کودک آزاری مدرن... قسمت دوم

درخواست حذف اطلاعات

۴- از نظر شما به عنوان صاحبنظر در حوزه آسیب های اجتماعی ، فرهنگ تربیت و رفتار صحیح با ک ن را چگونه می توان در جامعه نهادینه کرد؟ به لحاظ علمی تربیت، یک جریان مداوم ارتقایی است به سمت تبدیل نیرو های بالقوه فرد به توانمندیها و مهارتهای شایسته در حوزه های جسمانی ، روانی اجتماعی و حتی معنوی. تربیت پدیده ای چند جانبه است که نیاز به همگرایی در حوزه فرد – خانواده و جامعه دارد امروز نهادها و دستگاه های زیادی وجود دارند که چشم انداز و رس شان نهادینه سازی رفتارهای سالم و ی و برنامه ریزی فرهنگی در زمینه تربیت سرمایه های انسانی مبتنی بر آموزه های دینی و چشم انداز ۲۰ ساله نظام است . به نظر می رسد در حال حاضر با توجه به افزایش سطح سواد و دانش والدین و متولیان امر تعلیم و تربیت و استقرار نگرش های کارآمد در این حوزه مشکل حادی وجود ندارد اما در تبدیل آن به رفتار هنوز بایستی اهتمام جدی تری نمود . نهادینه سازی تربیت از قبل از ازدواج با انتخاب صحیح و پایه ریزی یک خانواده سالم آغاز می شود . آموزش به زوج های جوان در حوزه فرزند پروری و مراقبت از ک ن اساس اقدامات فرهنگی برای نهادینه سازی تربیت و رفتار صحیح با ک ن است . آموزش همگانی از طریق رسانه های جمعی و کالاهای فرهنگی مکتوب نیز بسیار موثر است. ۵ – با توجه به اینکه جنابعالی با موضوع آسیب های اجتماعی و بحث کودک آزاری درگیر هستید نظر تان در مورد بهترین و موثرترین روش در پیشگیری از کودک آزاری چیست؟ اگر به کودک آزاری بعنوان جزیی از سیستم آسیب های اجتماعی نگاه کنیم . بدین معنا که کودک آزاری هم می تو اند علت بروز سایر مسکلات روانی و اجتماعی و حتی بهداشتی باشد و هم معلول آسیب های مثل سوء مصرف یا وابستگی به ، ازدواج های نا موفق و طلاق ، فقر و محرومیت اجتماعی ، رسانه های م ب باشد . پس برای پیشگیری از آن به تمام فرآیند هایی که موجب بروز ، تقویت و افزایش بار این آسیب می شود توجه نمود . در گذشته برنامه های پیشگیرانه به اولیه ، ثانویه و ثالثیه تقسیم می شود . امروز در حوزه جرم شناسی به پیشگیری های اجتماعی و وضعی اشاره می شود . به نظر می رسد بهترین خط مشی یا سیاست در رابطه با پیشگیری ، کنترل و کاهش کودک آزاری در حال حاضر به سه بخش : الف : همگانی : یعنی ارائه اطلاعات و مهارتهای لازم به همه اقشار جامعه و بطور کلی در بر گیرنده جمعیت عمومی می باشد . ب – انتخ : که بر اساس اطلاعات و داده های موجود و تابلوی بالینی ک ن آزار دیده به سراغ گروههای پر خطر برویم و هدف گیری ما کل یک زیر گروه پر خط باشد . ج – موردی : که بیشتر بر اساس بروز نشانه و علایم وقوع کودک آزاری صورت می گیرد و بر مداخلات اختصاصی تاکید داد در بعد فرد و خانواده بدیهی است برای مدیریت اجتماعی این آسیب تحلیل وضعیت فعلی ، تعیین نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدیدها و تدوین سیاست های لازم ضروری است . البته نبایستی فراموش کرد در کنار ایجاد ساختارهای حمایتی و مداخله ای و اورژانس های اجتماعی از جمله ظرفیت های مردمی و سازمان های مردمی نهاد و نهادهای دینی و برنامه های اجتماع محور استفاده نمود و به تفاوت های فرهنگی ، مذهبی و یتی توجه ویژه ای نمود . هیچوقت فراموش نکنیم که همه چیز از کودکی آغاز می شود و مسئولیت سلامتی آینده ک ن بر عهده همه ما و در گروه برنامه ریزی و سیاست های امروز ماست . این گفتگو توسط سرکار خانم لیلا توحیدنیا کارشناس مسئول آسیب های اجتماعی معاونت رفاه اجتماعی با جناب آقای سعید صادقی روانشناس و معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان اصفهان صورت گرفته است. منبع: بانک اطلاعات آسیب های اجتماعی



شرم اصلی کجاست؟

درخواست حذف اطلاعات

«ازمیان تنها ۱۸ دختر بین ۱۲ تا ۱۴ سال که به دلیل پدر و برادرشان به دفتر امور بانوان استانداری مراجعه کرده اند، ۱۲ مورد آن دختران زیر ۱۴ سال بوده اند.» ترس از بی آبرویی و پرستی افراطی از دلایلی است که مانع شکایت قربانیان می شود. پلیس می گوید که مراجعه قربانیان در سال گذشته بیشتر شده و تشکیل پرونده های تعرض افزایش یافته است. به گفته پلیس علی رغم افزایش این آمار هنوز بسیاری از قربانیان این جرم از ترس آبرو شکایت نمی کنند. این در حالی است که پلیس برای حفظ آبروی قربانیان از افسر زن استفاده می کند و در هیچ مرحله ای هویت آنها را فاش نمی کند. اما چرا بعضی از قربانیان دچار رنج و درد بسیاری می شوند حاضر به شکایت نیستند و در کنار آمار رسمی، آمار ناگفته ای از قربانیان وجود دارد؟ به نقل از سلامت نیوز، ایرانی ها می گویند آبِ رفته به جوی برنمی گردد یا آبرو قطره قطره جمع می شود و یکباره به باد می رود. این ضرب المثل ها نشان دهنده اهمیت و حساسیت آبرو در جامعه ایران است. بیشتر قربانیان و خانواده آنها از ترس بی آبرو شدن شکایت نمی کنند. اما اگر به قول آنها این آبرو ریخته شود جامعه قربانی را تنبیه و طرد می کند. تلقی عموم جامعه این است که قربانی ، خود مقصر حادثه است. حتی این باور در گفته های مسئولان هم به چشم می خورد. به عنوان نمونه در حادثه گروهی شهر با وجود آنکه قربانیان با خانواده های خود بودند، اما برخی مسئولان اعلام د که قربانیان هم مقصر بودند. معمولا در جامعه ما اگر مشخص شود که به دختری شده، کمتر ی حاضر به ازدواج با او می شود و اگر قربانی متأهل باشد به احتمال زیاد زندگی اش از هم می پاشد. موضوع دیگری که دامن قربانیان را گرفته و مانع شکایت آنها می شود پرستی افراطی است. پدر، برادر و شوهر و نزدیکان دیگر قربانی او را خود می دانند و شکایت و علنی شدن ماجرای را باعث ی خود می دانند. مراقبت از اعضای خانواده خود و چیز بدی نیست، اما پرستی افراطی باعث رفتارهای غیر منطقی و حتی قتل قربانی می شود. موضوع دیگری که در آمارهای معمولا ناگفته می ماند، تعرض از طرف آشنایان مانند پدر و برادر و دیگر نزدیکان قربانی است. به این اظهارات مشاور استاندار خوزستان درباره به دختران در این استان توجه کنید: «ازمیان تنها ۱۸ دختر بین ۱۲ تا ۱۴ سال که به دلیل پدر و برادرشان به دفتر امور بانوان استانداری مراجعه کرده اند، ۱۲ مورد آن دختران زیر ۱۴ سال بوده اند.» به گفته وی در یک پرونده دختر ۱۹ ساله ای از ۸ سالگی مورد سوء استفاده پدر و برادر خود قرار می گرفته است. چند سال پیش یک کارشناس به رو مه رس گفت: «درحال حاضر چهارهزار پرونده درخصوص برادر به خواهر و ۱۲۰۰ پرونده درخصوص پدر به دختر در دست بررسى است.» قطعا آمار واقعی به از اینها بیشتر است، اما به دلیل تابوی شدید این آمار کشف نمی شود. خود خانواده ها به دلیل پرستی و ترس از بی آبرویی مانع کشف این آمار هستند. منبع: وبسایت مهرخانه



ماجرای یک کودک آزاری دردناک

درخواست حذف اطلاعات

ایران نوشت: ساعت 11 صبح بود که زنی هراسان در حالی که دختربچه کوچکش را در بغل داشت و آرام اشک می ریخت در سالن ورودی مؤسسه دیدم.دختر کوچکش را به اتاق استراحت بردم تا کمی بخوابد.بازگشتم و کنارش نشستم. دستش را گرفتم و از او خواستم که از حال بدش برایم بگوید که یکدفعه با صدای بلند گریه اش را ادامه داد در حالی که می گفت کاش خودم شب ها به خانه مردم می رفتم ولی این بلا سر دخترم نمی آمد. مریم دشتی کمی آرامش و خواستم ماجرا را کامل برایم بگوید تا بتوانم کمکش کنم.آرام تر شده بود. با اشک هایی که می ریخت شروع کرد: «...ازدواج اولم به خواست پدرم بود.پدرم اعتیاد داشت. کارگر روزمزدی بود که ج مادر و چند برادر و خواهرم را به زور می داد. هشت سال پیش به خاطر پدرم و اینکه باری از دوش هزینه های خانواده کم کنم با مردی که 15 سال از من بزرگتر بود ازدواج . مرد بدی نبود. علاقه ای بینمان نبود، فقط زن و شوهر بودیم ولی آزاری هم به من نمی رساند. راننده کامیون بود. دو سال بعد از ازدواجمان در یکی از همین سفر های جاده ای اش در یک دره سقوط کرد و مرد. دوستش نداشتم اما تکیه گاه زندگی ام بود. بدون او نمی دانستم چطور باید زندگی ام را بچرخانم. چند مدت دنبال کار می گشتم. کار درست و حس گیر نمی آمد. به خانه های مردم می رفتم و کار می تا بتوانم ج خودم و دو بچه دیگرم را در بیاورم. حقوق کمی می دادند ولی به خاطر هزینه ها مجبور بودم. چند سال ج زندگی ام را به هر سختی بود فراهم ، تا اینکه به خاطر درد کمر دیگر نتوانستم به کار ادامه دهم. آن چند سال دو خواستگار داشتم اما نمی خواستم بچه هایم زیر دست ناپدری بزرگ شوند، اما از وقتی که بیکار شدم دیگر درآمدی نداشتم که هزینه ها را بپردازم. از طرف دیگر هم در خانه ای قبلاً کار می که برادر صاحبخانه با اینکه می دانست دو بچه دارم به من پیشنهاد ازدواج داده بود. اظهار محبت می کرد و می گفت من از تو خوشم آمده و می خواهم تو را داشته باشم. دلایلم را برای ازدواج ن به او گفتم و این طور جوابم را داد که اول ی می کنیم، اگر تو از من خوشت نیامد که مدتش تمام می شود و هر زندگی خودش را در پیش می گیرد، اگر هم که دوست داشتی بعد از آن می توانیم ازدواج دائم کنیم. آن موقع پیشنهادش را قبول ن . نمی توانستم این طور زندگی را قبول کنم اما این بار وضعیت فرق داشت باید به پیشنهادش فکر می . پای آینده بچه هایم در میان بود. بعد از چند روز کلنجار رفتن با خودم، با او تماس گرفتم و گفتم به پیشنهادش فکر کرده ام و نظرم مثبت است که ای کاش زبانم لال می شد. خیلی زود به محضر رفتیم، ازدواج دائم خو م. با بچه ها خیلی خوب رفتار می کرد اما گه گاهی خودم را مورد آزار قرار می داد و کتک می زد ولی به خاطر بچه هایم تحمل می و چیزی نمی گفتم. بعد از مرگ شوهر اولم تقریباً خواب راحتی نداشتم، شب ها را با آرامبخش می خو دم و به خاطر درد کمرم مسکن های قوی می خوردم. داروهایم را گه گاهی همسرم می گرفت. چند بار متوجه شدم که متفاوت از دارو های قبلی ام است و می گفت داروخانه گفت این ها قوی ترند و ضرر کمتری دارند. در همان مدت بود که وقتی دختر کوچکم را می بردم چند بار جای کبودی روی قسمت های مختلف بدنش دیدم. اوایل فکر می که هنگام بازی زمین خورده است. چند باری هم که از دخترم می پرسیدم می گفت نمی دانم. همسرم مدام خانه نمی آمد تقریباً چند شب در هفته می آمد و بقیه شب ها را به خانه پدرش می رفت. کمی بعد متوجه شدم که کبودی های بدن دخترم وقتی ظاهر می شود که همسرم به خانه می آید...» لیوان آبی برایش ریختم و کمی از آن خورد در حالی که همه بدنش می لرزید با گریه و سوزی عمیق ادامه داد: «...اول فکر کتکش می زند، اما همه روز می دیدم که از گل نازک تر چیزی به فرزند هایم نمی گوید.یک شب که به خانه آمد قرص هایم را داد و من هم وانمود قرص هایم را خورده ام و خودم را به خواب زدم، یک ساعت بعد بلند شد و سمت اتاق دخترم رفت. متوجه سر و صدا های دخترم شدم و همسرم که به او می گفت اگر ت نباشی مادرت را می کشم. می دانستم اگر سر وقتش بروم بلایی سر خودم یا بچه هایم می آورد. صدایش زدم و گفتم اگر در آشپزخانه است برایم آب بیاورد. آن شب را تا صبح که برود هر طور شد در اتاق خودمان نگهش داشتم.قرار بود فردا شب اش هم به خانه بیاید. صبح روزی که رفت پسرم را خانه مادرم گذاشتم و خودم و دخترم هم به اداره آگاهی رفتیم و شکایت . به پیشنهاد خانم مددکاری که آنجا بود دخترم را آوردم این جا، شاید شما بتوانید کمکش کنید دختر بیچاره ام به خاطر عشقش به من هیچ نمی گفت...»و باز با صدای بلند گریه می کند چند روز بعد همان مددکار را دیدم و پیگیر جریان این دختر و مادرش شدم. همسرش اعتراف کرده بود که شب ها وقتی زنش می خو ده سراغ دختر هشت ساله می رفته و با کتک و تهدید به او می کرده است. به برادر بزرگتر هم که 10 سال داشته در آب میوه ای که می داده قرص می ریخته تا ی متوجه سر و صدای دختربچه نشود. حالا مادر مانده بود و کوهی از غم های زندگی که چطور دخترک معصوم هشت ساله اش را با آن همه ترس و وحشت به زندگی بازگرداند. از کیس های متنوع دادگاه های کیفری گرفته تا پرونده های مطب های روانشناسان و روانپزشکان، بخش عمده موضوعات را آزار و اذیت و به افراد بالغ و نابالغ تشکیل می دهد. در کشور های مختلف جهان توسط افراد متفاوت، تعاریف گوناگونی برای معین شده است، به طور عام به معنای با شخصی است که رضایت ندارد. با وجود تعاریف مختلف آنچه عمدتاً در متون قضایی دیده می شود، را عملی دانسته اند که قانون مجازات ی ما تحت عنوان ی به عنف تعریف کرده است. نظریه دقیقی اکنون برای انگیزه های وجود ندارد اما می توان عواملی مثل خشم، میل به قدرت، دیگر آزاری، ی و فشار های تکاملی را در نظر گرفت. درست است که یک حمله فیزیکی است اما از اثرات روحی و دیگر اثراتی که مخل زندگی این افراد هستند، نباید غافل شد. در نیمی از قربانیان عواملی مثل زوال شخصیت، اضطراب، دوری از جمع، بازبینی خاطرات پس از در خاطرات یا کابوس ها و... تا چند ماه ادامه دارد.برای جلوگیری از پیش آمدن چنین حوادثی می توان به سختگیری های قانونگذار و قانون مجازات ی اشاره کرد. در ماده 224 قانون مجازات ی، مجازات به عنف را دانسته است. شخص م فقط با شهادت گواهان محکوم نمی شود بلکه برای اثبات نیاز به مدارکی مثل اثبات (توسط پزشکی قانونی)، هویت م و اثبات عدم رضایت شخص نیز دارد.حت عنوان جرایم مستوجب حد( ، تفخیذ، مساحقه) پیگیری می شود یا تحت عنوان رابطه نامشروع مورد بررسی قرار می گیرد. در این میان اگر یک طرف کودک باشد طبق تبصره 2 ماده 221 قانون مجازات ی مجازات نمی شود اما در مجازات ی که کرده قانونگذار تفاوتی قائل نشده و در ماده 224 قانون مذکور ارتکاب این عمل با دختر نابالغ را در حکم ی به عنف جرم انگاری کرده است.اما بحث آزار و اذیت ک ن را قانون حمایت از ک ن و نوجوانان مورد بررسی و تعریف قرار داده است. ماده 4 قانون فوق الذکر هرگونه صدمه و آزار و اذیت و شکنجه جسمی و روحی ک ن را ممنوع دانسته و مرتکبین را به سه ماه و یک روز تا شش ماه حبس یا 10 میلیون ریال جزای نقدی محکوم دانسته است. جرایم بالا از جرایم عمومی بوده و بدون نیاز به شاکی خصوصی در دادگاه ها پیگیری می شود. دادگاه های رسیدگی کننده به جرایم منافی عفت مطابق ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری به تشخیص دادگاه علنی نیست. قانونگذار عنوان را برای زن و مردی که علقه زوجیت ندارند در نظر گرفته است فلذا زن به شوهر معنایی ندارد اما به این معنا هم نیست که زن بی دفاع و مورد ظلم قرار می گیرد. قانون مدنی در این باره دو را ار ارائه داده است؛ یکی اینکه در ماده 1115 اشعار داشته است که هر گاه س ت در خانه زوج متضمن خوف ضرر بدنی برای زوجه باشد، زن می تواند بدون طلاق، مسکن جداگانه ای بگیرد و آنجا زندگی کند ضمن اینکه نفقه و هزینه هایش هم برعهده شوهر است. را ار دوم را قانونگذار در ماده 1130 قانون مدنی آورده است. به محض انعقاد عقد نکاح حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر شکل می گیرد. این تکالیف را قانونگذار به طور عرفی قبول می کند. در مسأله تمکین خاص یا همان رابطه شویی، طرفین بدون رضایت نمی توانند از حدود عادی خارج شوند. در صورت وج مرد به طور مستمراز این عرف می توان آن را در قالب عسر و حرج زوجه، مستمسکی برای طلاق قرار داد و قاضی حکم طلاق صادر نماید.در صورت آسیب بدنی نیز زن می تواند در دادگاه کیفری طرح شکایت و مطالبه دیه کند.لازم به ذکر است که تمامی مطالب بالا باید در دادگاه صالحه ابتدا به اثبات برسند سپس احکام بالا در مورد آنها جاری است. منبع: سایت فرارو




عروسی یا عروسک بازی؟

درخواست حذف اطلاعات

بر اساس کنوانسیون حقوق کودک که ایران هم آن را امضا کرده است تمام افرادی که کمتر از ۱۸ سال شمسی سن دارند کودک محسوب می شوند. با این حال در قوانین مدنی ما سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال در نظر گرفته شده است. یک چهارم ازدواج های انجام شده در ایران، مربوط به ازدواج ک ن است و مهم ترین علت آن مسائلی چون فقر خانواده و باورهای سنتی است. منبع: سایت خانه امن



پسران ترس خورده امروز؛ مردان دیگرآزار فردا

درخواست حذف اطلاعات

راضیه ی وقتی با عنوان خشونت خانگی روبه رو می شویم، ناخودآگاه در خیال خود مرد خشمگینی را تصویر می کنیم که زن بی پناهی را به باد کتک گرفته است. این تصویری کلیشه ای و سنتی از مساله خشونت خانگی است. تصویری که قابلیت بالایی برای ایجاد یک دوقطبی دارد. دو قطبی خیر و شر. سپیدی و سیاهی. ن مظلوم و ستم کشیده ای که مورد آزار مردان بیدادگر قرار گرفته اند. این تصویر به تمامی غلط نیست، اما از آنجا که درگیر کلی نگری است با مساله غامض خشونت خانگی به صورت بسیط و ساده برخورد می کند و از واکاوی لایه های پنهان آن سر باز می زند: سنجشی که برای درک پدیده خشونت خانگی لازم است و البته بایستی هر دو سوی رابطه را در نظر بگیرد و سعی کند از خلال اشک های زن و خشم و هوار مرد به این پرسش پاسخ دهد که چه می شود که یک زن به خود اجازه می دهد در چنین موقعیتی قرار بگیرد و چه می شود که یک مرد در چنین جایگاه دل آزاری قرار می گیرد؟ در راستای چنین بحثی می توان از «ملی و راه های نرفته اش» مثال زد. در این به کارگردانی «تهمینه میلانی» سعی شده است به این مساله پرداخته شود. البته در این شخصیت زن ستمدیده -«ملیحه»- بیشتر در مرکز توجه است و اکثر نگاه ها بر روی او و خشونتی است که از سوی «سیامک» -همسرش- بر او جاری می شود. خشونتی که صرفا در خشونت فیزیکی خلاصه نمی شود و بیم و هراس از چگونگی رفتار سیامک از پس هر نگاه و رفتار زن، بر دل و جان ملیحه سایه افکنده است. با این حال اما کارگردان تلاش داشته است در کنار به تصویر کشیدن خشونت نفرت انگیز سیامک، این پرسش مخاطب خود را بی پاسخ نگذارد که چرا سیامک به صورت بیمارگونه ای ملیحه را اذیت می کند. بهناز مهرانی، مشاور و روانشناس نیز در این زمینه به «خانه امن» می گوید: « اساس رفتارهای آدمی یادگیری است و این فرایند تا پایان عمر ادامه دارد. ک ن یادگیری را از خانواده آغاز می کنند و رفتارهای درست و غلط، ارزش ها و ضد ارزش ها، هنجارها و ناهنجاری ها را از این طریق می آموزند. خشونت و پرخاشگری هم از جمله همین رفتارها هستند.» این روان شناس که در ایران در زمینه حقوق ک ن نیز فعالیت مدنی داشته است در ادامه و در توضیح بیشتر می گوید: «کودک به دو شکل در خانواده خشونت را می آموزد: ۱- تنبیه بدنی. والدینی که فاقد مهارت های فرزندپروری هستند برای کنترل ک ن از تنبیه بدنی به عنوان یک روش تربیتی استفاده می کنند. تنبیه شونده هم غالبا تبدیل به تنبیه کننده می شود. ۲- ک ن روش هایی را که والدین برای حل مسائل و مشکلات خود به کار می برند یاد می گیرند. چنانچه والدین فاقد مهارت های کافی برای حل اختلافات خود با یکدیگر و با سایر افراد باشند و از رفتارهای خشونت آمیز استفاده کنند، کودک نیز خشونت را به عنوان یک را ار حل مساله خواهد شناخت». منبع: سایت خانه امن



بازگشت به جهنم!

درخواست حذف اطلاعات

ک ن شکنجه دیده ی ماهشهری یادتان هست؟
پدر و نامادریشان، از زندان آزاد شدند، بهزیستی به علت کمبود بودجه برای نگهداری ک ن، دوباره آنها را به شکنجه گرشان سپرد! منبع: سایت خانه امن



گمشده

درخواست حذف اطلاعات





خانگی به پسران، دردی که همه کتمان می کنند

درخواست حذف اطلاعات

ماهرخ غلامحسین پور امسال دوستی مجازی مان وارد چهارمین سال متوالی شده، در طول این چند ساله و بعد از آشنایی با او، ذهنم نسبت به موضوع به پسر بچه ها به شدت حساس و دردناک شده است. خود به خود بین آدم های دور و برم دنبال نشانه ها می گردم، مدام فضای مجازی را می کاوم. شاید مطلبی تسلادهنده یا هدایت کننده پیدا کنم و لینک مطلب را به امید کمکی هرچند ناچیز برایش کپی–پیست کنم. او با ی حرف نمی زند. عملا دوست ندارد. میلی هم برای مراجعه به مشاور یا روانکاو ندارد. اما به من اعتماد کرده و به شدت مراقب هستم مبادا اعتمادش را از دست بدهد. پس از مصاحبه با یک قربانی خشونت خانگی که با اقبال رسانه ها مواجه شد برایم ایمیل زد. اولش با شرم و به سختی حرف می زد. آن روزها نمی دانستم چرا؟ باید تلاش می تا جمله هایش به نتیجه برسند و بتوانم توجهش را جلب کنم. مادرش را به خاطر نداشت. بعد از تولد پسرش، خانه را ترک کرده بود. ایی که مسئولیت نگهداری اش را داشت در سن چهارسالگی به علت ابتلای به سرطان درگذشته بود و درست بعد از مرگ مهربان، زندگی فاجعه بار او شروع شده بود. پدرش که کارگر یک کارخانه در حاشیه شهر تهران بود از پنج سالگی تا یازده سالگی، به صورت پیوسته به او می کرد. بخش دردناک ماجرا اینجاست که او نمی دانسته این شکل رابطه خشونت بار، بخشی از تعریف متداول و هر روزه رابطه پدر- فرزندی نیست. او فکر می کرده همه پدرها همین اند. تا اینکه یک روز که از شدت درد و بی اختیاری مدفوع پیش دوست همکلاسی اش می نالیده و از او می پرسیده که او با این مسئله چه می کند؟ تازه آن موقع فهمیده چرا همه جای روحش درد می کند و خودش هم می ترسیده باورش کند. اجازه می گیرم برای نوشتن این سطرها، شانه اش را بالا می اندازد و می گوید «به هر حال او مرده و هیچ هم نیست که مرا بشناسد.» هر بار از او می خواهم به مشاوره یا روانکاوی تن بدهد اما از هزینه بالای این خدمات لو درایران می گوید و تقریبا همه مکالمات مان به این جمله ختم می شود: «ماهرخ! ای کاش همه اینها رخ داده بود اما او نبود. کاش دیگری بود…..» و من مچاله می شوم. توی دلم و آه می کشم. نرینگی دستکاری شده، عامل سکوت دهشتبار بعد از حرف زدن های مداممان حس می کنم پسرانی که قربانی خشونت خانگی اند، به مراتب شرایطی دردناک تر و پیچیده تر از دخترانی را تجربه می کنند که در شرایط مشابه قرار گرفته اند.
اینجا حرف از یک ناظم به دانش آموز، وحشیانه یک مربی فوتبال به پسران علاقمند به این ورزش، چند نفر به پسرکی نوجوان بعد از آشنایی در فضای مجازی بی تاک، یا یک راننده جانی به پسرکی که با دلخوشی از مدرسه برمی گشته، نیست… صحبت از اتفاق تلخ تر و دهشتبارتری است که پایه ها و بنیان اعتماد هر انسانی را می تواند تا ابد به ویرانه ای غیر قابل ترمیم بدل کند. صحبت از پدر، برادر، ، عمو، پسر و پدر بزرگ به پسرکانی است که دلشان به امنیت خانه و انی گرم است که نقطه اتصالشان به زندگی هستند. منبع: خانه امن



ناخواسته عروس شد، مادرشد، مطلقه شد

درخواست حذف اطلاعات

صبا امیدوار طلاقش دادم تا عروسک بازی کند، هر شب توی رختخواب عروسک می خواست، از خواب که بیدار می شد به دنبال عروسک هایش می گشت، بیرون که می رفتیم پفک می خواست. من شوهرش بودم نه پدرش.
حالا او یک عروس ۱۱ ساله مطلقه است . مثل او ۳۶ هزار کودک دیگر در ایران مطلقه اند.
این آمار را انجمن حمایت از حقوق کودک به تازگی در یک گزارش و با اشاره به افزایش تعداد ک ن ازدواج کرده و طلاق گرفته در ایران اعلام کرده است.
مهدی بیاتی، از اعضای انجمن حمایت از حقوق کودک گفته که ازدواج در سن کودکی خود نوعی خشونت است و دختر به گونه ای به کار اجباری در خانه محکوم می شود و «شاهد افسردگی در بسیاری از این دختران هستیم.»
آنها روزی یکبار عروس می شوند
عاشق لباس عروسی هستند، از این که کفش های پاشنه بلند بپوشند خوشحالند روزی ده بار برای بچه های نداشته و شوهر ندیده، آشپزی می کنند، آنها کودکند و در دنیای کودکی روزی یکبار عروس می شوند.
اما آمارها نشان می دهد که در دنیای حقیقی هم تعدادشان کم نیست فرشید یزدانی، مشاور و دبیر شورای عالی برنامه ریزی راهبردی سازمان تأمین اجتماعی با ارایه آماری در مورد ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله اعلام کرد: «آمار ۲۰ هزار نفری ازدواج دختران در این سن در سال ۹۳ به بیش از ۴۰ هزار نفر رسیده است. در همین حال نسبت طلاق ک ن به ازدواج آنها در یک دهه اخیر دو برابر شده است. به طوری که هر سال ۱۱۰۰ کودک دختر بین ۱۰ تا ۱۴ سال مطلقه می شوند.» منبع: خانه امن



الگوی فرزندانمان باشیم

درخواست حذف اطلاعات

کار بی مزد یعنی همان کاری که اغلب ن دنیا در خانه انجام می دهند. کار خانگی یا همان امور ظاهرا پیش پا افتاده روزمره از خوردن و تمیز گرفته تا ید و مرتب ، دست کم ۶ ساعت از وقت روزانه یک زن را می گیرد در حالی که یک مرد کم تر از یک ساعت از وقتش را صرف انجام این نوع کارهای بی مزد می کند. اگر سه دهه قبل از هر پنج خانواده یک مادر سر کار می رفت و بقیه مادرها به اصطلاح خانه دار بودند، حالا این رقم چند برابر شده و در کشورهای مدرن، ممکن است حالا این نسبت برع شده باشد. اما کار خانگی و ساعاتش کم تر نشده است. حالا ن علاوه بر این که بیرون خانه کار می کنند، همان مقدار زمان را هم باید در خانه کار کنند و تنها فرقش این است که بابتش حقوقی نمی گیرند. این موضوع اما تنها به ن و همسران مربوط نمی شود. دختربچه ها هم در تمام جوامع، فارغ از میزان پیشرفته بودن آن جامعه، چند برابر پسرها در خانه کار می کنند؛ هر چند که تصور خودشان این است که زندگی شان با مادربزرگ های شان بسیار تفاوت دارد. کار خانگی اما ماهیتش فرقی با کارهای دیگر ندارد. شوخی و تفریح و لذت نیست، اما بی جیره و مواجب است. کار بی مزد را نمی شود از جامعه حذف کرد؛ غذا پختن و تمیز و مراقبت از بچه ها و سالمندان، کارهایی هستند که جامعه برای بقایش به آن ها نیاز دارد اما تنها از ن توقع می رود که این کارها را انجام دهند و خواست و میل خود آن ها در این مورد چندان دخیل نیست. زندگی بسیاری از مادران را از دریچه این انیمیشن ببینیم. این انیمیشن شاید حکایتی باشد از زندگی ن بسیاری در دنیا که علاوه بر کار بیرون، مسئولیت بیشتر امور خانه را نیز برعهده دارند. در کنار خود چند مادر را دیده ایم که اینچنین زندگی می کنند؟ درآمد ناعادلانه را چندبار شنیده ایم؟
این انیمیشن تلنگری ست به همه ی مردان تا به یادشان بیاورد کی و کجا می توانستند به عنوان شوهر یا فرزند کمک حال همسر و مادر باشند و تقسیم وظایف و مسئولیت پذیری را بیاموزند و نبودند و نیاموختند. سایت خانه امن



ازدواج ک ن

درخواست حذف اطلاعات

"خب دیگه باید شوهر کنه. هرچی زودتر بهتر، نباید طوری بشه که بعدا آبرومون بره و بگن عیب و ایرادی داشته که شوهرش ندادیم." این را مادر یک کودک در روستای ‎زیناب می گوید، روستایی که سن ازدواج دختران در آن به زیر ده سال رسیده است! مطابق آمار رسمی و اعلام شده، استان آذربایجان شرقی رتبه دوم ازدواج ک ن را در سطح کشور دارد. سال گذشته معاون فرهنگی و امور جوانان اداره کل ورزش و جوانان آذربایجان شرقی اعلام کرده بود: آذربایجان شرقی بعد از اسان رضوی در موضوع ازدواج ک ن ۱۰ تا ۱۵ سال، رتبه دوم در کشور را دارد. تقی زاده در نشست مطبوعاتی خود عنوان کرده بود: متأسفانه فرهنگ های غلط موجب ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۵ سال می شود که دلیل اصلی آن، اجبار والدین این ک ن است.
در سال ۹۴، سه هزارو ۹۴۴ دختر ۱۰ تا ۱۴ ساله ازدواج کرده اند که در این باره بر اساس تحقیقات مشخص شد اکثر این ازدواج ها در بخش ها و روستاها بوده است. ازدواج این دختربچه ها با گروه سنی مردان ۲۹ تا ۳۵ساله بوده است. اختلاف سنی این رده ازدواج از ۱۵ تا ۱۷ سال بوده که دلیل اصلی آن، اجبار والدین این دختران است. سال گذشته ۹۵هزارو ۴۰۰ نفر از دانش آموزان در مقطع دبیرستان در بخش ها و روستاها تحت پوشش آموزش های قبل از ازدواج قرار گرفته اند که متأسفانه نه تنها آمار کاهشی نداشت، بلکه افزایش نیز داشت. در سال ۹۵، ازدواج ک ن ۱۰ تا ۱۴ ساله به چهارهزارو ۱۶۵ نفر رسید که در این زمینه تناقضی در دستگاه های مختلف وجود دارد؛ به طوری که برخی از دستگاه های اجرائی این ازدواج ها را موفق ارزی می کنند، در حالی که اگر از نظر علمی به این موضوع نگاه کنیم، این ک ن هیچ گونه درکی از زندگی مشترک و حق و حقوق خود ندارند تا از خودشان دفاع کنند.
دلیل سفر به تبریز، یک پیامک ساده بود که بارها و بارها برای ما از طرف یکی از مقامات رسمی ارسال شد. متن پیام این بود: آماری تکان دهنده از روستای زیناب با ٥٠٠ خانوار در ٥٠کیلومتری تبریز.
در این روستا، آمار ازدواج ک ن به شدت افزایش و سن ازدواج روزبه روز کاهش یافته است. جایی که اکنون سن ازدواج دختران این روستا زیر ۱۰ سال است و علت آن نیز کم تولدی دختران در این روستا و جمعیت آماری قلیل نسبت به پسران است. منبع: ساین خانه امن



شعر کودک

درخواست حذف اطلاعات

با تشکر از خانم "م" عزیز بابت ارسال این شعر گویا و روان
کودک
الفبا را می فهمد
وقتی مادر را می بیند.
در گریه ها
به خیال پردازی هایش می رسد
وقتی روی شانه ی پدر می نشیند.
در بازی بزرگ می شود
وقتی لِگو هایش را بیشتر از خودش دوست دارد.
روزی که قدش
اندازه ی «درختانِ پیاده» شد
ابریشم های پوسیده می بافد
وقتی فقط خودش را دوست دارد.

ناهید حکیمی - پیراهن کاغذی



قانون حمایت از حقوق کودک

درخواست حذف اطلاعات

پدری بی رحم که دختر دارای معلولیتش را با قمه شکنجه کرد و از شکنجه گرفت، برای مادر کودک فرستاد تا او را به خانه برگرداند!! او علاوه بر این دختر ۱۷ ساله اش را به دار آویخت! ولی او زنده ماند. نگار دارای معلولیت و مبتلا به بیماری هیدروسفال و معلولیت جسمی حرکتی است و همراه با خانواده اش در یکی از محلات کرج زندگی می کند.
نگار زندگی سختی را داشته و دارد و علاوه بر معلولیتی که با آن دست و پنجه نرم می کند بارها مورد آزار و اذیت پدرش هم قرار گرفته است.
وی یک برادر ۱۰ ساله و یک خواهر ۶ ماهه دارد و مادر نگار به دلیل اختلافش با همسر و ارتباط همسرش با زن دیگر خانه را ترک کرده و به منزل خواهرش رفته است. مددکار موسسه خیریه مهرآفرین می گوید:
با توجه به ترک خانه توسط مادر ، پدر از این فرصت استفاده کرده و با قمه به سر و صورت نگار زده و در ادامه با طناب وی را به دار می آویزد (قابل ذکر است جای طناب در گردن کودک مشخص است.)
پدر سنگدل تمامی این اعمال را با گوشی خود و ع می گیرد و پس از اینکه کودک معصوم تاب آورده و زنده می ماند پدر برای در امان ماندن از دست قانون سر کودک را بدون بی حسی در خانه بخیه می زند.پس از سه روز اعضای خانواده از این جریانات اطلاع پیدا کرده و کودک به یکی از بیمارستان های کرج ارجاع می شود. با توجه به اینکه کودک توانایی حمایت از خود را نداشته و دارای معلولیت بوده اعضای خانواده و اقوام با تاخیر مطلع شده اند. در حال حاضر کودک تحت درمان است و حال عمومیش رو به بهبود است.گفتنی است پدر نگار سابقه کودک آزاری داشته است. این روزها خبرهای زیادی از کودک آزاری در ای مختلف از جمله ماهشهر، تهران،مشهد و... منتشر می شود و ظاهرا قرار هم نیست حمایتی از این ک ن معصوم صورت گیرد چرا که با گذشت سال ها هنوز تکلیف لایحه حمایت ازک ن در مجلس مشخص نیست.
اما آنچه میماند آینده این کودک و خواهر و برادرش در سایه ضعف قانونی است که پدرشان بالا ه بعد از تحمل حبس کوتاهی آزاد می شود . این کابوسی است که این نوع ک ن علاوه بر رنج جسمی آن را هم باید تحمل می کنند. فعالان حقوق کودک مدت هاست که پیگیر تصویب لایحه حمایت از حقوق کودک هستند، ولی متاسفانه هنوز این لایحه تصویب نشده است.
کودک آزاری همچنان قربانی می گیرد... منبع: خانه امن



در مقابل ک ن، در تربیت فرزندتان دخ نکنید

درخواست حذف اطلاعات

بسیاری از پدران احساس می کنند همسرشان بچه را لوس بار می آورد.
اختلاف در مورد بزرگ شدن و نحوه تربیت کودک باعث ایجاد ح الاکلنگی می شود که موضع «سخت» یکی از والدین با موضع «شل» و سهل گیرانه دیگری به ح تعادل درمی آید. بسیاری از پدران احساس می کنند همسرشان بچه را لوس بار می آورد و در مقایسه با آنها از بردباری بیشتر و قاطعیت کمتری دارد. تفاوت های زن و مرد را می توان در همان موقع که نوزاد چند ماه بیشتر ندارد، دید. اکثر اوقات پدر یا مادر سعی می کنند دوران کودکی خود را خنثی یا آن را تکرار کنند و در نتیجه تجارب و احساسات خود را با تجارب و احساسات فرزندشان اشتباه می گیرند. به دلیل اینکه این تعاملات از نظر عاطفی شدید هستند و شناخت چندانی هم از آنها وجود ندارد. همسری که سعی می کند مداخله کند، خود را درگیر یک مشاجره شدید می بیند. ناگفته نماند که اکثرا والدین بر سر تربیت فرزند پسرشان به مشکل برمی خورند و با یکدیگر بحث و جدل می کنند. والدین پسربچه ها، به احتمال قریب به یقین بر سر تمایلات مردانه یا نه پسرهای خود بحث دارند. به خصوص مردان که نسبت به رفتارهایی که از نظر آنان دخترانه و نه است، دل نگرانی بیشتری دارند. آنها می خواهند پسران شان مردانی خودکفا، قاطع و مصمم بار بیایند و اعتقادشان بر این است که مادر سد راه این فرآیند است. متآسفانه بیشتر این جروبحث ها بی مقدمه و جلو بچه ها اتفاق می افتد. این نوع رفتار نه تنها اوضاع را درست نمی کند، بلکه به احساسات عمیقی از بی لیاقتی و دلخوری هم در مادر و هم در پسر منتهی می شود و بسیاری از اختلافات پدر و پسر در خانواده، از این موضوع در دوران کودکی بچه نشأت می گیرد. کانال روانشناسی کودک پ.ن: دوست عزیزی که شماره تلفن گذاشتیه اید، متآسفانه جواب منفی هست. هر مطلبی دارید می توانید بصورت کامنت خصوصی برای من بنویسید. من داستان را با کمی تغییر (اسم ها و مکان) بصورت داستان واقعی پست خواهم کرد و در صورت توان، کمک می کنم. مانا باشید



تصورات غلط درباره واکنش نشان دادن به گریه نوزاد

درخواست حذف اطلاعات


پژوهش مشهوری درباره این که آیا والدین باید به گریه نیمه شب نوزاد واکنش نشان بدهند یا نه، این نکته را خیلی خوب نشان می دهد که محبت به کودک باید صریح و بی قید و شرط باشد. برع افرادی که فکر می کنند آرام نوزادی که گریه می کند پاداشی به رفتار او است و باعث بیش تر گریه او می شود، پژوهشگران دریافته اند خلاف آن صادق است. میل به گریه در میان نوزادانی که گریه شبانه شان با آرام همراه می شود به مرور زمان کمتر می شود نه بیشتر. خیلی ساده است نوزادانی که در طول شب بیدار می شوند وقتی گریه می کنند که ترسیده و سرگشته باشند. آرام به آنها احساس امنیت بیشتری می دهد و این کار باعث می شود بهتر بخوابند. در واقع مطمئن ترین روش برای این که بچه هر شب گریه کند این است که به نیازهای عاطفی او بی توجهی کنید و مطمئن ترین روش برای این که کودکی با کمبود محبت تربیت کنید این است که عشق و محبت خود را از او دریغ کنید. منیع: کانال روانشناسی کودک



پیامد های آزار در کودکی در بزرگسالی بزرگ تر می شود

درخواست حذف اطلاعات

ماهرخ غلامحسین پور گیتی دوست من است. او در محل کارش زن کاری و قابل اتکایی است. محکم و قوی. تا همین چند سال پیش و قبل از اینکه به روانپزشک مراجعه کند ظاهرا همه چیز مرتب و آرام به نظر می رسید. مادر فوق العاده ای بود، خانه اش تمیز و میهمانداری اش حرف نداشت، آدم ها دسته دسته می آمدند و می رفتند و گیتی از پس همه کار برمی آمد. اما این آنچه که از راه دور حس می کردی بود و واقعیت رنگ دیگری داشت. ها را که کنار می زدی به نظر می رسید یک ایراد اساسی وجود دارد. خودش می فهمید که گاهی خلقش خوب است و گاهی تنگ، باید دقت می کردی تا در رفتارش نوعی آشفتگی و ناهماهنگی می دیدی، یک هفته بی انرژی و غمگین بود و روز دیگری بی هیچ دلیلی شاد و پرانرژی؛ طوری که می توانست کوهی را جا به جا کند. گیتی یک جا بند نمی شد، یا می ید یا کارهای عجیب می کرد. دلش که می گرفت تنها درمانش ید بی رویه بود. یک وقت هایی هم فکر خودکشی می زد به سرش. وقتی که تنها می شد، احساس پوچی عمیق درونی داشت. خوب می توانست خودش را کنترل کند تا از آنچه در درونش می گذرد، ی خبردار نشود. آنچه در درونش می گذشت تفاوت های اساسی داشت با آنچه در بیرونش می گذشت، یکی دو بار حین مشاجره با همسرش، وقتی طاقتش طاق می شد شروع کرد به خودزنی. آنقدر به سر و کله اش کوبید که بی حال شد و افتاد. همه چیز خوب بود، اما … ! تشویقش که پیش یک روانپزشک برود و بعد از چندین جلسه مشاوره، گفت او از «اختلال شخصیت مرزی[i]» رنج می برد. اختلالی که غالبا به به مقوله خشونت در کودکی و آشفتگی های زندگی خانوادگی ارتباط مستقیمی دارد. این اختلال شخصیت با ویژگی هایی چون اجتناب یا ترس از رهاشدگی واقعی یا خیالی، بی ثباتی شدید در روابط بین فردی، آشفتگی هویت، تکانشی بودن، خود زنی های مکرر، اقدام به خودکشی، احساس پوچی و گاهی مسخ شخصیت همراه است. در رفت و آمدها با گیتی متوجه شده بودم که او به طور دائم درگیر یک ترس و فوبیاست؛ وحشت رها شدن توسط دیگران. به همین دلیل هم او در حال تلاش است تا «آدم خوب ماجرا» ها باقی بماند، حتی اگر به قیمت این باشد که خودش مورد ظلم یا تحقیر قرار بگیرد. شایع ترین نوع اختلال شخصیت آن طور که روان شناسان می گویند اختلال شخصیت مرزی، شایع ترین نوع اختلال شخصیت است که غالبا با اختلالات نوروتیک همراه است. مبتلایان به این اختلال تمام مدت درگیر وحشت از طردشدگی یا قطع رابطه هستند. رفتارهای تکانشگری همچون ج بی رویه، بی پروایی ، بی ثباتی عاطفی یا احساس مزمن پوچی از خودشان بروز می دهند. «نوید. ذ» روان شناس ن ایران در مورد این شکل از اختلال به خانه امن می گوید: «محیط تنبه گر و محروم ساز در خانواده هایی که کودک را تنبیه می کنند، منتقد شدید رفتار کودکند، نوسان دارند و کودک را نمی پذیرند زمینه ساز و بسترساز ابتلا به اختلال شخصیت مرزی است.» به گفته این روانپزشک معمولا افراد مبتلا، از نظر کنش بین فردی مشکل دارند. شاه کلید تشخیص اختلال مرزی، روابط میان فردی متعدد است که از سوی طرف مقابل قطع شده است. در ح های پریشانی هیجانی و آشفتگی، مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی با رفتارهایی چون تهدید به خودزنی، خودکشی یا حتی در یک مرحله پیشرفته تر، اقدام به آن، سعی می کنند طرف مقابل و دیگران را کنترل کنند. او بر این باور است که «کودک معمولا در یک محیط خانوادگی «بی اعتبار ساز» رشد کرده است. به این شکل که احساس، هیجان و فکر کودک به وسیله والدین بی اعتبار شده، حتی او با بیان نیازهای فیزیولوژیک اش نیز همچنان نادیده گرفته می شود. فرض کنید کودکی گرسنه است و سراغ یخچال می رود، والدین به او می گویند: تو گرسنه نیستی بلکه می خواهی از زیر کار در بروی. عوامل موثر بر این اختلال در مجموع بر اساس نظریه روان شناسان بزرگی همچون «لینهان» این اختلال بر پایه دو عامل شکل می گیرد؛ یکی عامل زیست شناختی و دیگری عامل محیطی. عامل زیست شناختی به مشکلات ژنتیکی، مشکلات زمان بارداری مادر، و هم چنین مشکلات زمان تولد بر می گردد و عامل محیطی هم همان خشونت های خانوادگی و بی اعتبار کودکند. به گفته این متخصص درمان مرزی ها، «در اختلال شخصیت مرزی ما با نوعی مکانیسم دفاعی ابت روبه رو هستیم که دو سازی نام دارد. به همین دلیل این اختلال شخصیتی تقریبا طیف وسیعی از علائم، حتی علائم سایکوتیک را می تواند داشته باشد.» از این روانپزشک می پرسم علت رفتارهای تکانشی ک ن یا تهدید والدین به خودکشی به چه منشایی برمی گردد؟ کودک یاد می گیرد که با رفتارهای نرمال قادر نیست والدین و یا دیگران را در رابطه تحت تاثیر قرار دهد، به همین خاطر و به علت نادیده انگاری و بی اعتباری وسیعی که در خانواده رخ داده، کودک کم کم یاد می گیرد که با سطح بالایی از رفتارهای تکانشی و خودکشی می تواند دیگران را کنترل کند. بیماران مرزی تصور می کنند که بر روی قله یک کوه در شرایطی ایستاده اند که یک پایشان به سمت دره وپای دیگرشان بر روی قله قرار دارد، به عبارتی وضعیت آن ها به شدت آشفته و درمان آن ها نیز برای روان درمانگر دشوار است. هزار توی کودکی گیتی مجموع آنچه گیتی از کودکی اش به خاطرش مانده یک خانواده ناایمن و بی ثبات است. به خوبی م ن کلماتش درک می کنم که او احساس ایمنی نمی کرده است. در مورد شرایط گیتی با «نوید. ذ» گفت و گو می کنم، او با تکیه بر تجربه مداومی که در مواجه با این افراد داشته، می گوید که «غالب آن ها با بهره کشی جسمی و مواجه بوده اند. مراقب اصلی خودش بی ثبات بوده و معمولا مواد یا الکل مصرف می کند و در محیط خانواده به علت غیبت یا عدم کارآیی نقش پدری، معمولا یکی دیگر از اعضای خانواده به شدت از کودک بهره کشی کرده است. محیط خانوادگی معمولا سرکوب گر است و معمولا قواعد خشک و دگمی درباره سرکوب هیجانات کودک اعمال شده است. «وقتی که ناراحتی داد نزن! سسسسس! گریه نکن! سس ت! وقتی صدمه دیدی حرف نزن! » بیمار عادی مرزی به علت خودزنی به یک مرکز روانپزشکی ارجاع داده می شود، او آشفته است و معمولا به سرعت به درمانگرش وابسته می شود. در گذشته ا ش روابط متعددی وجود داشته که آن ها را از دست داده و یا اینکه فکر می کند روابط کنونی اش را از دست خواهد داد. پیاپی هیجانی می شود و زمانی که خشمگین است مدت زمان زیادی به درازا می کشد تا به وضعیت نرمال و طبیعی برگردد. او به سرعت و با کوچک ترین آشوبی به سمت سوء مصرف مواد یا الکل می رود، بی رویه ید یا پرخوری یا خودزنی می کند چرا که خودزنی می تواند احساس درد هیجانی او را کاهش دهد. بهتر است اگر در یک محیط خانوادگی خشونت زده رشد کرده ایم، با دیدن هر کدام از این علائم، به یک روانپزشک مجرب مراجعه کنیم چرا که ما به تنهایی قادر نخواهیم بود کنترل اوضاع را در دست بگیریم. [i] بردرلاین پرسون ی دیس اوردر – borderline personality disorder یا اختلال شخصیت مرزی منبع: سایت خانه امن